عید فطر مبارک

سلام

عید سعید فطر رو به همه مسلمین جهان تبریک میگم ...

فردا دیگه دعای سحری در کار نیست ... دیگه آقای جمشیدی اسم مریض ها رو نمی گه که براشون دعا کنیم ... دیگه ماه عسل و حسن جوهرچی مجری نچسب برنامه خبری نیست... کاش بازم این ماه مهربونی برگرده ... مثل باد گدشت ...انگار همین دیروز بود که دلامون غشو ضعف میرفت از گرسنگی و منتظر این بودیم که سریع تر اذان رو بگن و بدوییم سر افطار...

اما دیدی چقدر زود تموم شد؟!!!!!!!!!!!!

کاش برای سال دیگه آقای جمشیدی باشه... کاش احسان به ماه عسل برگرده و دوباره این ماه عسل شیرین بشه کاش..........

 

 

سلام

امروز جواب سراسری اومد... اما اون چیزی که می خواستم نبود.. حوصله غصه خوردنم نداشتم...

اونقدر ناراحت هستم که بخوام این ناراحتی روهم بهش بیفزایم...

در کل موهام شبیه همین شد... شاخ در آوردم از این انتخاب مزخرف....

خدا پدر آزاد رو بیامرزه  ... بازم به علوم قضایی... این دل از دست خودش خووووونه...........

درس بخونی نتیجه اش بشه یه چرت و پرت....

مرگ بزرگترين ستاره كهكشان راه شيري

 
مترجم: ناصرگوهـرى

بزرگ ترين ستاره كهكشان ما در داخل يك پيله قرار دارد و اين پيله به شكل توپ راگبي است. از سال 1891 تا به حال ستاره ETA Carinae متحمل انفجارهايي تماشايي شده است. ستاره شناسان از اتفاق هايي كه در اين ستاره غول آسا روي مي دهد، بسيار متعجب شده اند.

با وجود تلاش بسيار زياد دانشمندان، جزئيات اين ستاره ناپايدار به خاطر فاصله بسيار زياد آن از زمين، تا به حال فاش نشده است. اين ستاره عظيم كه در فاصله 7500 سال نوري از زمين قرار دارد، توسط توده هاي عظيمي از گاز و گرد و غبار كهكشان راه شيري احاطه شده است.دو توده ابري بزرگ به شكل قارچ از اين ستاره خارج شده است كه هر كدام از اين توده هاي ابرمانند، صدها برابر بزرگ تر از كل منظومه شمسي ما هستند.

اما اخيرا و براي اولين بار به كمك تداخل سنجي مادون قرمز با استفاده از ابزار VINCI امكانات جديدي براي بررسي هرچه دقيق تر ستاره فراهم شده است. يك تيم بين المللي از ستاره شناسان به كمك ابزار جديد، روي قسمت هاي داخلي ناحيه ابرمانند متمركز شدند. روي وان بوكل (Roy Van Bockel) رهبر تيم مذكور مي گويد: نتايج به دست آمده از مشاهدات اخير نشان مي دهد كه گازهاي اطراف ستاره به شدت در حال امتداد يافتن هستند. از طرف ديگر خود ستاره هم به خاطر چرخش بسيار سريع به دور خودش، بسيار ناپايدار شده است.

ETA Carinae درخشانترين ستاره شناخته شده در كهكشان راه شيري است و مي توان گفت كه يك ابرغول واقعي است. اين ستاره 100 بار سنگين تر از خورشيد است، اما درخشندگي آن 5 ميليون برابر خورشيد است.

اكنون اين ستاره به آخرين مرحله از زندگي خود نزديك شده است و لحظه به لحظه فوران هاي مهيبي را تحمل مي كند. يكي از انفجارهاي بزرگ در سال 1841 روي داد و باعث شد كه توده اي ابري به شكل دو قطبي زيبايي ايجاد شود. توده مذكور را Homunculus مي نامند.

در شبي كه انفجار مذكور روي داد، ETA Carinae دومين ستاره درخشان در آسمان آن شب بود، و تنها ستاره روشن تر از غول بزرگ ستاره شباهنگ (Sirius) بود.اين ستاره چنان بزرگ است كه اگر در مركز منظومه ما واقع مي شد مركز منظومه تا مدار مشتري را به خود اختصاص مي داد.

البته اين اندازه بزرگ گاهي هم دچار تغيير مي شود، زيرا لايه هاي بيروني ستاره پيوسته در حال پرتاب شدن به فضا هستند. علت اين واقعه، فشار ناشي از برخوردهاي فوتوني مربوط به اتم هاي گازي داخل ستاره است.مي دانيم كه بسياري از ستارگان و از جمله خورشيد رفته رفته جرم خود را از دست مي دهند و انرژي را به صورت بادهاي ستاره اي تابش مي كنند.

اما كاهش جرم در ستاره ابرغول بسيار فشرده تر از حد معمول است. اين ستاره در هر سال جرمي معادل 500 برابر جرم زمين را از دست مي دهد. در اين حالت بسيار سخت است كه ميان خود ستاره و ابرهاي گازي كه اطراف ستاره را در بر گرفته است، مرزي قايل شد. VINCI NAOS- CONICA دو دستگاه حساس به تابش پرتو مادون قرمز هستند كه روي تلسكوپ بزرگ ESO در رصدخانه پارانال (Paranal) نصب شده اند. با استفاده از اين ابزارها، ناحيه اطراف ستاره كه همان محوطه گازي است، مورد بررسي قرار گرفت.

ستاره شناسان با مشاهده داخلي ترين قسمت هاي ناحيه ابري اطراف ستاره، توانستند بعضي از تركيبات اين محوطه را شناسايي كنند.تيم ستاره شناسان ابتدا از دوربين اپتيكي قابل تنظيم ابزار NAOS- CONICA كه روي يك تلسكوپ 2/8 متري نصب شده است براي تصويربرداري از فضاي اطراف ستاره استفاده كردند.

تصوير حاصل از اين روش نشان داد كه ناحيه مركزي توده سحابي از ماده اي پر شده است كه شبيه يك چشمه نور نقطه اي به نظر مي رسد و اطراف آن را حباب هاي نوراني بسيار زيادي فرا گرفته است. در قدم بعدي براي به دست آوردن منظره اي واضح تر، ستاره شناسان از تداخل سنجي استفاده كردند.

در اين تكنيك از دو يا چند تلسكوپ براي به دست آوردن تفكيك زاويه اي استفاده مي شود. اگر از تكنيك فوق استفاده نشود براي به دست آوردن تفكيك زاويه اي مشابه بايد تلسكوپي به قطر فاصله ميان تلسكوپ هاي به كار رفته استفاده شود. براي بررسي دقيق روشنايي ستاره، تلسكوپ هاي 2/8 متري كارايي لازم را نداشتند و همين امر باعث روي آوردن ستاره شناسان به استفاده از تداخل منبع VINCI بود.

طي شب هاي متعددي، دو تلسكوپ كوچك ستاره ETA Carinae را زيرنظر داشتند و پرتوهايي را كه از ستاره دريافت مي كردند به يك كانون مشترك مي تاباندند. با اين ترفند، سنجش اندازه زاويه اي اين ستاره ميسر شد. با اين روش ها دانشمندان توانستند كه در تصاوير گرفته شده ناحيه مربوط به فضاي ابري اطراف ستاره را شناسايي كنند و با حذف آن از تصويرهاي به دست آمده شكل واقعي ستاره نمايان شد.

با استفاده از تكنيك هاي نوين ستاره شناسان موفق شدند اطلاعات فضايي را در مقياس 005/0 آرك ثانيه با جزئيات كامل به دست آورند اين مقدار معادل 11 واحد نجومي است و هر واحد نجومي برابر 1650 ميليون كيلومتر است. با اين محاسبات بود كه معلوم شد اندازه واقعي شعاع ستاره از مركز منظومه ما تا مدار مشتري است.

اگر بخواهيم مثالي ساده براي درجه تفكيك به دست آمده بزنيم مي توان گفت كه اين كار ستاره شناسان معادل تشخيص يك تخم مرغ از توپ بيليارد از فاصله 2000 كيلومتري است.مشاهدات VLTI مايه تعجب هرچه بيشتر ستاره شناسان شد. آنها دريافتند كه گاز اطراف ستاره به طرز شگفت آوري در حال امتداد يافتن است. اين امتداد متقارن نيست و در طول دو محور انجام مي شود، به طوري كه امتداد در راستاي يكي از محورها يك ونيم برابر محور ديگر است.

باتوجه به تئوري هاي جاري، ستاره ها بيشتر جرم خود را در ناحيه استوايي از دست مي دهند. اين وضعيت به اين خاطر است كه در ناحيه استوايي گاز خارج شونده از ستاره به خاطر نيروي گريز از مركز شتاب بيشتري به دست مي آورد.

اگر وضعيت گفته شده درباره ETA carinae هم درست باشد، بايد محور چرخش ستاره كه از قطب هاي ستاره مي گذرد، عمود بر ابر قارچي شكل باشد. اما از طرف ديگر غيرممكن به نظر مي رسد كه ابرهاي قارچي همانند پرهاي چرخ در اطراف ستاره باشند درواقع توده گازي خارج شده از ستاره در سال 1841 به شكل حلقوي يا هلالي بود.سرنوشت اين قبيل ستاره هاي بزرگ توسط نظريه پردازان پيش بيني شده است. فرض قوي اين است كه ستاره به خاطر چرخش سريع از حالت كروي خارج خواهد شد و پهن تر خواهد شد در نتيجه نقاطي كه به مركز ستاره نزديك تر مي شوند بيشتر گرم مي شوند، زيرا به نواحي گداخت نزديك تر مي شوند.

در نتيجه لايه هاي بيروني در اين محوطه ها گرماي بيشتري به دست خواهند آورد و با شتاب بيشتري نسبت به ناحيه استوايي از ستاره جدا خواهند شد. با فرض اينكه اين مدل درست باشد ستاره شناسان سرعت چرخش ستاره به دور خودش را حساب كردند. نتيجه محاسبات نشان دادند كه ستاره با سرعتي معادل 90درصد سرعت ماكزيمم در حال چرخش است. سرعت ماكزيمم، سرعتي است كه اگر ستاره به آن سرعت برسد، متلاشي خواهد شد. پس اين ستاره به پايان عمر خود بسيار نزديك شده است.

ETA Carinae انفجار مشابه ديگري را در سال 1890 تجربه كرده است و اينكه انفجارهاي مشابه ديگر چه موقع روي خواهند داد هنوز به درستي معلوم نيست. اما آنچه كه قطعي است اين است كه اين غول بزرگ بسيار ناپايدار شده است و مدت زيادي دوام نخواهد آورد. در حال حاضر اين ستاره جرم خود را با چنان سرعت زيادي از دست مي دهد كه حتي اگر متلاشي نشود تمام جرم آن ظرف 100 هزار سال آينده تمام مي شود.

اما احتمال زياد اين است كه ستاره قبل از نابودي كامل به ابرنواختر تبديل شود. در آن هنگام است كه چنين اتفاقي خواهد افتاد حتي اگر روز باشد با چشم غيرمسلح اين ستاره قابل رويت خواهد شد. اين اتفاق در مقياس زماني نجومي بسيار زود روي خواهد داد. شايد در همين 10 تا 20 هزار سال آينده.

منبع :www.sharghnewspaper.com

 

منظومه شمسی

 

(از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد)


 

منظومه شمسی (پارسی سره:سامانه خورشیدی[۱]) یک سامانه ستاره‌ای است متشکل از خورشید و اجرام فضایی است که در دام گرانش آن هستند.

این اجرام شامل ۸ سیاره، ۵ سیاره کوتوله[۲]، ۱۶۲ قمر و اجرامی چون سیارک‌ها، دنباله‌دارها و غبار میان‌سیاره‌ای (

منظومه شمسی

شامل کمربند کویی‌پر و ابر اورت) می‌شوند.

کره زمین نیز سیاره‌ای از سیاره‌های سامانه خورشیدی است.

فهرست مندرجات

  • ۱ تشکیل
  • ۲ کشف و اکتشاف :
  • ۳ ساختار :
  • ۴ اصطلاحات علمی :
  • ۵ اجرام سامانه خورشیدی
    • ۵.۱ خورشید
    • ۵.۲ سیارات
  • ۶ منظومه شمسی داخلی :
  • ۷ منظومه شمسی خارجی
    • ۷.۱ سیارات کوتوله
  • ۸ فضای ترنس نپتونیون :
    • ۸.۱ اجرام کوچک
  • ۹ دورترین ناحیه :
    • ۹.۱ ابر اورت :
  • ۱۰ مفهوم کهکشان:
  • ۱۱ همسایگی :
  • ۱۳ جستارهای وابسته

تشکیل

نوشتار اصلی: تشکیل و تکامل منظومه خورشیدی

سامانه خورشیدی متشکل از خورشید و اجرام آسمانی می باشد که بوسیله ی گرانش تسلسل یافته اند وتقریبا در 4.6 میلیارد سال پیش تمامی آنها با ساختاری از ابر مولکولی فروپاشیده شده اند.

اکثر جرم اجرام آسمانی که به دور خورشید می چرخند در 8 سیاره ی منزوی جمع گشته با مدار تقریبا دایره ای شکل به دور مدار می چرخند . و در یک صفحه ی تقریبا صاف به نام دایرةالبروج واقع هستند .

4 سیاره ی کوچکتر درونی ، عطارد ، زهره ، زمین و مریخ ، که همچنین سیاره های خاکی نام دارند ، اساسا از سنگ و فلز تشکیل شده اند . 4 سیاره ی خارجی ، مشتری ، زحل ، اورانوس و نپتون که همچنین غولهای گازی نامیده شده اند که اکثرا از هیدروژن و هلیوم تشکیل شده .، جرم بسیار زیادی نسبت به سیاره های خاکی دارند .


سامانه خورشیدی نیز خانه ی 2 ناحیه ی با اجرام آسمانی کوچکتر می باشد . کمربند استروئید که در بین مریخ و مشتری قرار دارد ، شبیه به سیاره های خاکی است که عمدتا از سنگ و فلز تشکیل شده است . آن طرف مدار نپتون ، اجرام ترنس نپتونی وجود دارد که اکثرا از یخ که همان آب و آمونیاک و متان می باشد ، تشکیل شده . در این دو فضا 5 جرم آسمانی منفرد به رسمیت شناخته شده اند که به نام های سرس ، پلوتو ، میک میک و اریس می باشند ، و به اندازه ی کافی عظیم و بزرگ هستند که با گرانش خود به چرخش در بیایند . و به همین علت آنها را سیاره های کوتوله نام نهادند . [۲]

علاوه بر این ، هزاران جرم گوناگون کوچک در این دو ناحیه وجود دارد ، همچون ستاره های دنباله دار ، سنتائور ها و غبار های ببین الکواکبی که آزادانه در بین این نواحی حرکت می کنند . باد خورشیدی ، یک جریان پلاسما از خورشید است که از یک حباب درون منطقه ی میان ستاره ای به نام فلک هلیو تشکیل شده که تا کناره های دیسک پراکنده تعمیم یافته است . ابر اورت فرضی ، که منبع اصلی ستاره های دنباله دار با عمر طولانی می باشد ، و همچنین در فاصله ی تقریبا هزار برابر دورتر از فلک هلیو وجود دارد . 6 سیاره و 3 سیاره ی کوتوله ، دارای قمرهای طبیعی هستند که به دورشان می چرخند و معمولا آنها را بعد از ماه کره ی زمین ، با عبارت ماه بکار می برند .

کشف و اکتشاف :

مقاله ی اصلی:اکتشاف وشناسایی منظومه ی شمسی

برای هزاران سال،بشریت، با چند استثناءجالب توجه ،زندگی و وجود منظومه ی شمسی را به رسمیت نشناختند.آن ها اعتقاد داشتند که زمین در مرکز جهان بی حرکت است وبه طور قطع متفاوت از غیب گویی یا اجرام سماوی که در آسمان حرکت می کنند.

اگرچه گریک فیلسوف یونانی ملاحظاتی روی باز چیدن کیهان داشت، نیکلاس کوپرنیک اولین کسی بود که قانون ریاضی را برای دستگاه خورشید مرکزی پیشگویی کرد. در هفدهمین قرن جانشین او، گالیله، یوهانس کپلر و ایزاک نیوتون، درک مفاهیم فیزیکی را گسترش دادند که قدم به قدم پیش رفتند تا نظراتشان پذیرفته شد که مبنی بر حرکت زمین به دور خورشید وسیارات است توسط همین قوانین فیزیکی حکومت زمین اداره می شود.اخیرا، پیشرفت تلسکوپ وبا استفاده از سفینه ی فضایی(فضاپیما) بدون سرنشین، پدیده های زمین شناختی مانند کوه ها ودهانه ی آتشفشان ها ، پدیده های هواشناسیو فصلی مانند: ابرها،طوفان های گرد وغبار وپوشش برف در سیارات دیگربررسی کردند.


ساختار :

اجزاء اصلی منظومه ی شمسی خورشید است، رشته ی اصلی دنباله ی ستاره دار 2g که شامل 99.86درصد جرم شناخته شده وکنترل شده نیروی جاذبه.4تااز بزرگ ترین......

غول های گازی، گزارش 99درصد جرم باقی مانده ، مشتری و زحل با هم شامل بیش از 90 درصد است.

 

اکثر اجرام بزرگ

مقیاس چرخش اجرام آسمانی در منظومه ی شمسی(چرخش در جهت عقربه های ساعت از بالا چپ)

درحال گردش به دور خورشید در نزدیکی مدار زمین، معروف به دایره البروج قرار دارند. سیاراتی که خیلی نزدیک دایره البروج هستند حال آن که ستاره های دنباله دار واجرام کمربند کویپرخیلی اوقات قابل توجه زوایای بزرگ آن هستند. همه ی سیارات وهمچنین بسیاری از اجرام دیگربا چرخش خورشید (عکس عقربه های ساعت، مانند منظره ای از بالای قطب شمال خورشید) استثناء هم وجود دارد، مانند ستاره دنباله دار هالی .

به علت فاصله ی زیاد درگیر، نمایندگی بسیاری از منظومه شمسی چرخش مجزای همان را نشان می دهد.در واقع ، با چند مورد استثناء، سیاره ی دورتر از خورشید، بزرگ تر از فاصله ی بین آن و مدار قبلی است.برای مثال: زهره تقریبا 0.33 واحد نجومی (au)

نسبت به عطارد دور تر از خورشید است، در حالی که زحل 4.3 au دورتر از مشتری ، و نپتوندر10.5 au دور تر ازاورانوس قرار دارد. تلاش هایی برای تعیین رابطه ی بین فاصله های مداری انجام شد0برای مثال : تیتوس قانون بدی)اما به عنوان نظریه پذیرفته نشد.


پیشنهاد نجومی قوانین کپلر حرکت مداری اجرام در مورد خورشید را توصیف می کند. طبق قانون کپلر، هر سیاره ای که در مدار بیضی حرکت کند خورشید یکی از کانون های آن است.هر یک از اجرام در طول مدار بیضی شکل با خورشید در یک نقطه متمرکزمی شوند.اجرام نزدیک به خورشید( با محورهای کوچکتر اصلی )درسال های کوتاهتر. در مدار بیضوی ، فاصله جرم سماوی از خورشید درطول همان سال متغیر است. نزدیک ترین جرم به خورشید حضیض نامیده می شود، در حالی که دورترین نقطه از خورشید به نام افلیون است. هر جرمی در حضیض سریع تر و در افلیون آرام ترحرکت می کند. مدار سیارات تقریبا دایره ای است اما بسیاری از ستاره های دنباله دار، سیارک ها و اجرام کمربند کویپر محصور سیاراتی هستد که بیش ترروی مدار بیضوی می چرخند.


بیش تر سیارات منظومه شمسی دارای سیستم های ثانویه ی خود هستند. بسیاری ازآن ها در تبدیل مدارتوسط اجرام سیاره ای ، به نام ماهواره های طبیعی یا ماه،که بعضی از آن ها ازعطارد بزرگ تر است. بسیاری از بزرگ ترین ماهواره های طبیعی در گردش هماهنگ هستند، و با یک سطح ثابت به سمت منشا شان می روند.4تا از بزرگ ترین سیارات ، غول های گازی ،همچنین دارای حلقه های سیاره ای، باند نازک از ذرات کوچک که آنها را در مدار اتحاد داشته باشد.

 اصطلاحات علمی :

به طور غیر رسمی، گاهی منظومه شمسی بهمناطق جداگانه تقسیم شده است. منظومه شمسی داخلی شامل 4سیاره زمینی و کمربند اصلی سیارک می باشد. منظومه شمسی خارجی که فراتر از سیارک ها است ، شامل 4سیاره غول پیکر گازی می باشد. بعد از کشف کمربند کویپر، خارجی ترین بخش از منظومه شمسی شامل منطقه ای مجزا فراتر از نپتون در نظر گرفته شده است. به صورت دینامیکی وفیزیکی، اجرام در مدار خورشید رسما در 3 مجموعه دسته بندی شدند: سیارات ، سیارات کوتوله واجرام کوچک منظومه شمسی ، طبقه بندی شده است. یک سیاره به جرم آسمانی گفته می شود که به دور خورشید می چرخد وجرم کافی نسبت به شکل کروی اش دارد و محله ی خود را بی واسطه از تمام اجرام کوچکتر پاکسازی کرده است . با این تعریف، منظومه شمسی 8 سیاره شناخته شده دارد:عطارد، زهره، زمین، مریخ،مشتری، زحل، اورانوس ونپتون .این تعریف با پلوتو مغایرت ندارد ،زیرا مدار آن با اجرام کمربند کویپرمحاصره شده است .سیارات کوتوله اجسام سماوی هستند که در مدار خورشید به اندازه ی کافی گسترده و توسط نیروی جاذبه ی خود به گردش در می آید اما در محوطه اطرافش ازستاره های کوچک وقمرهاعاری است. با این تعریف ، منظومه شمسی 5 سیاره کوتوله شناخته شده دارد:سرس، پلوتو،هانومیا، میک میک و اریس. اجرام دیگر ممکن است درآینده به عنوان سیارات کوتوله طبقه بندی شوند، مانند:سدنا،اورکوس،و کوار. سیارات کوتوله که درمنطقه ی ترانس نپتونی می چرخند پلوتوید نامیده می شوند.

مابقی اجرامی که گرد خورشید می چرخند اجرام کوچک منظومه شمسی نامیده می شود. پژوهشگران نجوم برای استفاده از عبارت های گاز، یخ و سنگ برای توصیف طبقات مختلف ماده در سراسر منظومه شمسی استفاده می کنند. سنگ برای توصیف ترکیبات با تراکم بالا و یا درجه حرارت نقاط ذوب است که تحت تمام شرایط سحابی های گازی به صورت جامد باقی می ماند.مواد سنگی معمولا شامل سیلیکات و فلزاتی مانند : آهن و نیکل است. آن ها شیوع بیش تری درمنظومه شمسی داخلی ، دارند. که ساختار بیش تر آن ها سیارات خاکی و سیارک هاست.گازها موادی هستندبا نقطه ذوب بسیار پایین و فشار بخار بالا مانند: مولکول هیدروژن ، هلیوم ونئون. که همیشه به صورت گازی در سحابی موجود می باشند، آن ها ناحیه ی مرکز منظومه شمسی را به تسلط خود در آوردند که شامل بیش تر سیاره ی مشتری و زحل است. یخ ها، مانند:آب،متان،هیدروژن آمونیاک، هیدروسولفید و کربن دی اکسید ، دارای نقطه ی جوش بالا تا کم تر از 100 کلوین هستند، در حالی که شکل آن ها به فشار و دمای محیط بستگی دارد. می توان آن ها را به شکل یخ، مایع و گاز در نقاط مختلف منظومه شمسی یافت، در حالی که آن ها به صورت گاز یا جامد در سحابی ها وجود داشتند. مواد یخی شامل اکثریت ماهواره های سیارات غول پیکر، و نیز بیش تر اورانوس ونپتون (به اصطلاح – غول های یخی) و تعداد زیادی اجرام کوچک فراتر از نپتون قرار دارد. با هم دیگر، گاز ها و یخ ها به عنوان .............

اجرام سامانه خورشیدی

سامانه خورشیدی از اعضای زیادی تشکیل شده‌است که می‌توان آن‌ها را به ۴ دسته خورشید، سیارات، سیارات کوتوله و اجرام کوچک سامانه خورشیدی بخش کرد.

خورشید

خورشید نزدیک‌ترین ستاره به زمین و مرکز سامانه خورشیدی است.

خورشید مقاله اصلی:خورشید خورشید ستاره منظومه شمسی است، وتا حدی عناصراصلی تشکیل دهنده ی آن است.جرم زیادی دارد(332،900 برابر جرم زمین ) تولید دما و تراکم در هسته آن به اندازه کافی برای ثبات همجوشی هسته ای ، در حالی که مقدار عظیمی انرژی ، به عنوان تابش فضا، تقریبا تابش الکترو مغناطیسی را از 400تا 700 نانومترپیک نوار ار بالا می برد که ما آن را نور مرئی می نامیم. خورشید به عنوان یک کوتوله ی نوع زرد 2 G طبقه بندی شده ، اما این اسم گمراه کننده است در مقایسه با اکثر ستاره ها در کهکشان ما، خورشید بیش تر بزرگ و روشن است. ستاره ها توسط نمودار هرتسپرونگ راسل طبقه بندی شده اند ، نموداری که قطعه روشنایی ستاره با درجه حرارت سطحشان. ........... .عموما، ستاره های گرم تر روشن ترند. ستاره ایی که از این الگو پیروی می کنند د تاریخ رشته ی اصلی گفته می شود، و خورشید درست در وسط آن نهفته است. به هر حال، ستاره های داغ تر و روشن تر از خو شید نادر است در حالی که اساسا ستاره های تیره و خنک تر، معروف به کوتوله ی قرمز هستند، تا 85% از ستارگان در کهکشان مشترک هستند، ساخت. اعتقاد بر این است که موقعیت خورشید در رشته ی اصلی برای ستاره "اول از زندگی" در آن هنوز تمام شده قرار می دهد. خورشید در حال رشد روشنی است؛ در اوایل تاریخ 70% روشن تر از امروز بود. خورشید جمعیتی از ستاره هاست؛ آن در مراحل بعدی تکامل آدم به دنیا آمد، و به این ترتیب شامل بیش ترعناصر سنگین تر از هیدروژن وهلیوم ( "فلزات" در گروه نجومی) قدیمی تر از جمعیت دوم ستاره است. عناصر سنگین تر از هیدروژن و هلیوم در هسته های ستارگان باستانی و انفجار تشکیل شده اند، بنابراین نسل اول ستاره قبل از مرگ جهان با این اتم غنی می تواند. قدیمی ترین ستاره حاوی چند فلز، در حالی که ستاره هایی که بیش تر دیر متولد شده اند.

راه عبور ونوس

چون شکل سیارات از یکپارچگی سیارات .........ورق فعلی محیط میان سیاره ای مقاله اصلی: محیط میان سیاره ای همراه با نور، تابش خورشید جریان مداومی از ذرات باردار( یک پلاسما) معروف به باد های خورشیدی. این جریان از پخش ذرات بیرون در حدود 1.5 میلیون کیلومتر در ساعت، یک اتمسفر لطیف می سازد (فلک هلیو) که حداقل تا 100 au بیرون منظومه شمسی نفوذ می کند (هلیو پاز را ببنید) این مطلب به عنوان ناحیه بین الکواکبی شناخته شده است . طوفان های جاذبه ای روی سطح خورشید همچون شعله های خورشیدی و بیرون رانی جرم های خورشیدی ، فلک هلیو را مختل می کند و هوا ایجاد می کند . بزرگترین ساختار درون فلک هلیو ، صفحه ی جاری و روان هلیو اسپریک است ، که ازیک شکل مارپیچ بوسیله ی کنش های چرخش میدان مغناطیسی خورشید برروی فضای بین الکواکبی ایجاد شده است . زهره و مریخ میدان مغناطیسی اعمال نمی کنند و در نتیجه باد خورشیدی باعث می شود که اتمسفر آنها به تدریج در فضا پخش شود. پس زنی و بیرون زنی جرم های خورشید ، رخ داد های ضربات میدان مغناطیسی و مقدار زیاد مواد از سطح خورشید می باشد. واکنش این مواد مغناطیسی و مواد با میدان مغناطیسی زمین ، شکل قیفی داشتن ذرات باردار درون اتمسفر بالایی می باشد ، آنجایی که این واکنش ها یک سرخی شفقی ایجاد می کند که در نزدیک قطب های مغناطیسی قابل رویت می باشند . پرتو های کیهانی از بیرون منظومه ی شمسی سرچشمه می گیرند. فلک هلیو طرفدارانه محافظ منظومه شمسی است و میدان های مغناطیسی سیاره ای (البته سیاره هایی که دارای میدان مغناطیسی هستند) نیز مقداری محافظت را از منظومه مهیا می کند. تراکم این پرتوهای کیهانی در ناحیه بین الکواکبی و در میدان قوی مغناطیسی خورشید مقیاس زمانی زیادی را تغییر می دهد. بنابراین درجه ی پرتوهای کیهانی در منظومه شمسی متفاوت است ، اگرچه مقدار آن نامشخص است. فضای بین الکواکبی خانه ی حداقل 2 ناحیه ی صفحه ای غبار کیهانی است. اولین آنها ابر غبار منطقه البروجی می باشد که در منظومه ی شمسی قرار دارد و باعث ایجاد شفق بین الطلوعین می شود. احتمالا آن بوسیله ی برخوردهای آورده شده درون کمربند سیارک و بوسیله ی واکنشها با سیارات شکل گرفته است . دومین آنها ، که از فاصله ی 10 au تا حدود 40 au توسعه داده شده است ، واحتمالا بوسیله ی برخوردهای یکسان درون کمربند کویپر ایجاد شده است .

سیارات

نام گردشگر قطر(برحسب قطر زمین) جرم(برحسب جرم زمین) شعاع مداری(برحسب واحد نجومی) درازی سال درازی روز
تیر یا عطارد ۰٫۳۸۲ ۰٫۰۶ ۰٫۳۸ ۰٫۲۴۱ ۵۸٫۶
ناهید یا زهره ۰٫۹۴۹ ۰٫۸۲ ۰٫۷۲ ۰٫۶۱۵ -۲۴۳
زمین ۱٫۰۰ ۱٫۰۰ ۱٫۰۰ ۱٫۰۰ ۱٫۰۰
بهرام یا مریخ ۰٫۵۳ ۰٫۱۱ ۱٫۵۲ ۱٫۸۸ ۱٫۰۳
مشتری یا هرمز ۱۱٫۲ ۳۱۸ ۵٫۲۰ ۱۱٫۸۶ ۰٫۴۱۴
کیوان یا زحل ۹٫۴۱ ۹۵ ۹٫۵۴ ۲۹٫۴۶ ۰٫۴۲۶
اورانوس یا آهوره ۳٫۹۸ ۱۴٫۶ ۱۹٫۲۲ ۸۴٫۰۱ ۰٫۷۱۸
نپتون ۳٫۸۱ ۱۷٫۲ ۳۰٫۰۶ ۱۶۴٫۷۹ ۰٫۶۷۱

 منظومه شمسی داخلی :

منظومه ی شمسی داخلی، یک نام باستانی است که شامل ناحیه ی سیاره های خاکی و سیارک ها می باشد. که اکثرا از سیلیکات و فلزات تشکیل شده است. اجرام آسمانی منظومه ی شمسی داخلی نسبتا به خورشید نزدیکترند و شعاع سراسر این منظومه (ناحیه) کوچکتر از فاصله ی بیین مشتری تا زحل است .

سیاره های داخلی :

نوشتار اصلی : سیاره های خاکی از چپ به راست : عطارد ، زهره ، زمین ، مریخ. سیاره ی داخلی و خاکی، متراکم ، تشکیل شده از سنگ ، که تعداد کمی قمر دارند و یا قمری ندارند و دارای حلقه به دور خود نمی باشند. اکثر آنها از مواد معدنی مقاومی، همچون سیلیکات که ساختار پوسته و پوشش آنها می باشد، تشکیل شده اند و فلزاتی همچون آهن و نیکل ، ساختار هسته ی آنها می باشد.

3 سیاره از 4 سیاره ی درونی (زهره و زمین و مریخ) دارای اتمسفر ذاتی کافی برای تولید هوا هستند. تمامی آنها دارای دهانه های آتشفشان و ویژگی سطحی ساختاری ای ازجمله شکاف دره ها و کوه های آتشفشان می باشند . عبارت سیاره ی داخلی نباید با عبارت سیاره های فرعی اشتباه شود. سیاره های فرعی به سیاره هایی اطلاق می شود که از زمین به خورشید نزدیکترند .(مثل عطارد ، زهره) .

سیاره های داخلی از چپ به راست : عطارد ، زهره ، زمین ، مریخ

عطارد :

عطارد(0.4au از خورشید)نزدیک ترین سیاره به خورشید وکوچک ترین سیاره در منظومه شمسی است.(0.055برابرزمین) است.عطارد هیچ ماهواره ی طبیعی،

وفقط ویژگی های زمین شناسی کنار چاله شناخته شده لبه های جزیی یا........هستند. احتمالا از یک دوره انقباض در اوایل تاریخ خود تولید می شود.عطلرد تقریبا شامل اتمسفر ناچیزی از اتم های بی برگ سطح آن به وسیله ی باد های خورشیدی هستند.هسته ی آهنی بزرگ آن وگوشته ی لاغرهنوز به اندازه ی کافی توضیح داده نشده است.فرضیه ای که شامل لایه های خارجی

زهره:

زهره (0.7au از خورشید) سایزش نزدیک به زمین، (0.815برابر زمین)است و شبیه زمین دارای پوسته ی ضخیم از جنس سیلیکات دراطراف هسته ای از جنس آهن،اتمسفر قابل توجه و شواهد مربوط به فعالیت های درونی زمین شناختی. به هر حال زهره خیلی خشک تر از زمین است و اتمسفر آن 90بار غلیظ تر. زهره هیچ ماهواره ی طبیعی ندارد.گرم ترین سیاره است ، با دمای سطحی بالای c°400. بیش تر شباهت آن مقداری به علت گاز های گلخانه ای اتمسفر است . هیچ مدرک قطعی برای شدت فعالیت های زمین شناختی در زهره کشف نشده، اما هیچ میدان مغناطیسی که مانع فرسایش قابل توجه اتمسفرشود وجود ندارد، در حالی که اشاره شده است که اتمسفر آن به طور منظم با فعالیت های آتشفشانی تجدید می شود(دوباره پر می شود).

زمین :

زمین(1au از خورشید) از بزرگ ترین ومتراکم ترین(چگال ترین) سیارات داخلی ،و تنها یکی از فعالیت های زمین شناسی شناخته شده است، و تنها مکان شناخته شده در جهان که زندگی در آن وجود دارد. ابها و اقیانوس های کره زمین در میان سیارات زمینی منحصر به فرد است، وهمچنین تنها سیاره ای که مبحث صفحه ی زمین شناسی مشاهده شده است.اتمسفر زمین است که اساسا متفاوت از سیارات دیگر است،تغییر توسط شامل وجود زندگی 21%از اکسیژن آزاد است. یک ماهواره ی طبیعی است، ماه، تنها ماهواره ی بزرگ سیارات زمینی در منظومه ی شمسی است.

مریخ :

مریخ(1.5 au از خورشید) کوچک تراززمین است و زهره( 0.107برابر زمین). اتمسفر عمدتا دارای کربن دی اکسید با فشار سطحی 6.1 میلی بارز(تقریبا 0.6 درصدکه روی زمین است) سطح آن با ضربات پیاپی وسیع آتشفشان ها مانند کوه المپ مونس ودره های شکاف مانند به عنوان والس مارینس نشان می دهد فعالیت های زمین شناسی که ممکن است همچنان ادامه داشته باشد مانند 2میلیون سال پیش. رنگ قرمزآن ناشی از اكسید آهن (زنگ)در خاک است.مریخ دارای دو ماهواره ی کوچک طبیعی (فوبوس ودیموس). که فکر می کردند ستاره ای تصرف شده است.

کمربند سیارک :

نوشتار اصلی: سیارک ها سیارک ها تقریبا منظومه شمسی کوچک هستند اساسا توده ای مرکب از ماده نسوزسخت وفلز معدنی. سیارک های اصلی در چرخش بین مریخ و مشتری ساکن شدند، بین2.3و3.3 au از خورشید. تصور می شود بقایای آرایش منظومه شمسی که به علت تداخل امواج گرانشی مشتری ادغام ناموفق بود .

عکسی از کمربند سیارک و سیارک تروجان

محدوده ی سیارک ها در سایز صد ها کیلومتر در سراسر میکروسکوپی.همه ی سیارک ها جمع می کنند بزرگ ترین،سرس ، اجرام منظومه ی شمسی طبقه بندی شده ، اما بعضی سیارک ها مانند وستا وهاجیا شاید به عنوان سیاره های کوتوله ی reclassed که اگر آن ها هم به عنوان تعادل هیدروستاتیکی نشان داده شوند.

سیارک های شامل ده ها هزار، شاید میلیون ها ، اشیای اضافی به قطر 1 کیلومتر.با وجود این حجم کلی منطقه یا نوار اصلی بعید است که بیش تر از یک هزارم زمین باشد. کمربند اصلی مقدار خیلی کمی محصور است.;فضا پیما معمولا بدون اتفاقی از میان آن می گذرد.سیارک ها با قطر بین 10 و 4- 10 مترسنگ های آسمانی (شهاب سنگ) نامیده می شوند.

سرس :

سرس(2.77 au)بزرگ ترین جرم سماوی در سیارک هاست ومانند سری کوتاه سیاره هاست.آن دارد......کمی زیر k1000 ، وبزرگی جرم آن کافی است برای جاذبه ی خودش جهت کشیدن آن به سمت شکل کروی.سرس شامل یک سیاره می شدوقتی که در قرن 19 کشف شد، اما دوباره دسته بندی کردند مانند سیارک ها (سیاره های بین مریخ و مشتری) در سال 1850و مشاهدات آینده نشان داد شیئ اظافی کوچکی را که گرد خورشید می چرخید.دوباره در سال 2006 ماننتد سیارات کوتاه دسته بندی شدند. گروه های سیارک سیارک ها در منطقه ی اصلی گروه های سیارک و خانواده شان تقسیم شدند مبنی بر اوربیتال ویژگی هایشان. سیارات قمر سیاراتی هستند که به دور سیارات بزرگ تر می چرخند.آن ها مانند ماه های نجومی برجسته و واضح ، گاهی تقریبا به بزرگی شریکشون هستند. همچنین سیارک ها ی دارای کمربند اصلی ،طوری که ممکن است کمربند ستاره های دنباله دار منبع آب زمین باشد.سیارک های تروجان درهر کدام از L4 یا L5 امتیاز یکی از این دو واقع شدند( نیروی جاذبه پایدارمناطق پیشرودنباله ی سیاره در مدار خود);همچنین اصطلاح تروجان برای حجم های کوچک در نجوم یا جهت ماهواره ی لاگرانج استفاده می شود.سیارک های هیلدا در2.3 تشدید با مشتری هستند;آن ها هر 2باری که مشتری دور خورشید می گردد 3بار به دور خورشیدا می گردند. همچنین منظومه شمسی داخلی نیز با سیارک های آواره ، بسیاری از آن ها از سیارات داخلی عبور کردند.

 منظومه شمسی خارجی

فضای بیرونی منظومه ی شمسی خانه ی غولهای گازی و قمرهای بزرگ آنها می باشد . اکثر ستاره های کم عمر ، شامل سنتائورها(قنطورس) در این ناحیه به دور مدار خود می چرخند. در منظومه ی شمسی خارجی به علت فاصله ی زیاد اجرام آسمانی واقع در آن ، این اجرام به شکل جامد در می آیند که شامل یخهای (که به طور مثال شامل آب ، محلول امونیاک و متان است که اغلب در علم نجوم به آن یخ اطلاق می شود) زیادتری نسبت به صخره و سنگ لاخ های منظومه ی شمسی داخلی هستند ، که بدلیل دمای سرد ، این مواد مرکب به شکل جامد باقی می مانند.

سیاره های خارجی: مقاله ی اصلی : غول های گازی

چهار سیاره ی خارجی یا غولهای گازی (که بعضی اوقات نیز با عبارت سیاره های مشتری گونه بیان می شود) جمعا 99% از جرم شناخته شده ای هستند که به دور خورشید می چرخند.

از بالا تا پایین : نپتون ، اورانوس ، زحل(کیوان) و مشتری (بدون رتبه بندی)


مشتری و زحل(کیوان) هرکدام جرمی 10 برابر زمین دارند و از عناصر هیدروژن و هلیوم با فشار بالا تشکیل شده اند . اورانوس و نپتون خیلی کم حجم تر می باشند(بیشتر از 20 برابر جرم زمین را دارا هستند)و دارای یخ های فراوانی در ساختار خود هستند . بدین منظور برخی از اخترشناسان اظهار داشتند که آنها به دسته ی غولهای یخی تعلق دارند . همه ی این جهار غول گازی دارای حلقه هایی به دور خود هستند ، اگرچه تنها حلقه ی سیاره ی زحل(کیوان) است که از زمین به سهولت قابل رصد و مشاهده می باشد. عبارت سیاره های خارجی نباید با عبارت سیاره های بالایی(مافوق) اشتباه گرفته شود . سیاره های مافوق سیاره هایی هستند که خارج از مدار گردش سیاره ی زمین می باشند و بنابراین شامل سیاره ی مریخ و سیاره های خارجی می شود .

مشتری :

سیاره ی مشتری (با فاصله ی 5.2 واحد نجومی از خورشید ) ، 318 برابر جرم زمین و 2.5 برابر جرم تمام دیگر سیاره های این منظومه می باشد . این سیاره به مقدار زیادی از هیدروژن و هلیوم ترکیب شده است . گرمای داخلی زیاد و نیرومند مشتری سبب ایجاد ویژگی های نیمه جاودان در اتمسفر خو کرده است ، که همچون نوارهای ابری و لکه های بزرگ قرمز رنگ می باشد . سیاره ی مشتری دارای 63 قمر شناخته شده است که چهار قمر از بزرگترین آن به اسامی : گانیمید ، کالیستو ، یو و اروپا می باشند که نشان دهنده ی شبا هت هایی از سیاره های زمین گونه می دهند ، مانند حالت آتشفشانی و گرمای درونی . گانیمید ، بزرگترین قمر شناخته شده در منظومه ی شمسی است که حتی از سیاره ی عطارد نیز بزرگ تر است .

زحل(کیوان) :

سیاره ی زحل (با فاصله ی 9.5 واحد نجومی از خورشید )بوسیله ی حلقه ی پیناور خود ممتاز و مشخص است و دارای شباهت های بسیاری به سیاره ی مشتری است ، از جمله ترکیب اتمسفر و مگنتوسفر آن . این سیاره 60% حجم سیاره ی مشتری و کمتر از 3/1 جرم آن را داراست که 95 برابر جرم زمین می باشد و این موضوع باعث شده است که کم چگالی ترین سیاره در منظومه شمسی قلمداد گردد. زحل دارای 62 قمر شناخته شده است که 2 قمر از این قمر ها با نام های تیتان و انسلادوس نشان دهنده ی اثراتی از فعالیت های زمین شناختی هستند ، اگرچه بیشتر آن ها از یخ تشکیل شده است . تیتان دومین قمر بزرگ منظومه می باشد که بزرگتر از سیاره ی عطارد است و تنها قمر در منظومه ی شمسی با اتمسفر ذاتی است.

اورانوس :

سیاره ی اورانوس ( با فاصله ی 19.6 واحد نجومی) ، 14 برابر جرم زمین ، و سبکترین سیاره از سیاره های خارجی می باشد. در بین سیاره های دیگر تنها این سیاره است که منحصرا در سمت خود به دور خورشید می چرخد . این سیاره هسته ی سردتری نسبت به دیگر غولهای گازی دارد و تشعشع گرمایی خیلی کمی در فضا پراکنده می کند . اورانوس دارای 27 قمر شناخته شده است که بزرگترین آنها تیتانیا ، ابرون ، امبریل ، آریل و میراندا هستند.

نپتون :

سیاره ی نپتون (با فاصله ی 30 واحد نجومی) ، اگرچه کمی کوچک تر از اورانوس است ولی جرم زیادی را داراست (برابربا 17 برابر جرم زمین) یعنی چگالی این سیاره از اورانوس بیشتر می باشد . نپتون گرمای درونی بیشتری نیز تشعشع می کند ولی نه به اندازه ی مشتری و زحل . این سیاره دارای 13 قمر شناخته شده است که بزرگترین آنها تریتون ، دارای فعالیت های زمین شناختی ای مانند چشمه های آتشفشانی از نیتروزن مایع می باشد . تریتون تنها قمر بزرگی است که در خلاف جهت معمول در مدار می چرخد . این سیاره به همراه جند سیاره ی کوچک دیگر در مدار می چرخند وبا تشدید 1:1 تشکیل یک تروژان را می دهند.

 سیارات کوتوله

سیارات کوتوله سامانه خورشیدی عبارتنداز:[۲]

سیارات کوتوله
نام قطر(برحسب قطر ماه) قطر (برحسب km) جرم (برحسب جرم ماه) جرم
(‎×۱۰21 kg)
چگالی
(‎×۱۰3g/m³)
Surface
گرانش

(m/s2)
سرعت
فرار
(km/s)
کجی
محور
دوره
چرخش

(روز)
ماه‌ها دمای
سطح
(K)
اتمسفر
سرس[۳][۴] 28.0% 974.6±3.2 1.3% 0.95 2.08 0.27 0.51 ~3° 0.38 0 167 none
پلوتو[۵][۶] 68.7% 2306±30 17.8% 13.05 2.0 0.58 1.2 119.59° -6.39 ۳ 44 transient
هائومیا[۷][۸] 33.1% 1150+250−100 5.7% 4.2 ± 0.1 2.6–3.3 ~0.44 ~0.84

۲ 32 ± 3  ?
ماکی‌ماکی[۷][۹] 43.2% 1500+400−200 ~5%? ~4? ~2? ~0.5 ~0.8

0 ~30 transient?
اریس[۱۰][۱۱] 74.8% 2400±100 22.7% 16.7 2.3 ~0.8 1.3
~0.3 ۱ 42 transient?


ستاره های دنباله دار :

مقاله ی اصلی : ستاره های دنباله دار ستاره ی دنباله دار هیل-باپ : ستاره های دنباله دار اجرام سماوی کوچک منظومه ی شمسی می باشند که نوعا فقط چند کیلومتر عرض دارند . این ستاره ها به مقدار زیادی از یخ با فشار زیاد ترکیب شده است . آنها به دور مدارهایی هم مرکز می چرخند که به طور کلی یک حضیض در سیاره های داخلی تشکیل می دهند و یک افلیون(اوج) در دور دست ها، در آن طرف سیاره ی پلوتو تشکیل می دهند . وقتی این ستاره ها به منظومه ی شمسی وارد می شوند در اثر نزدیکی به خورشید ، سطح یخی آنها تصعید و یا یونیزه شده و یک کوما تشکیل می دهند (یک دم بلند گازی و دارای گرد و غبار که عمدتا با چشم غیر مسلح قابل رصد هستند .)

چرخش ستاره های دنباله دار کم عمر در مدار خود کمتر از دویست سال می باشد .

ستاره ی دنباله دار هیل باپ

ستاره های دنباله داری که زیاد عمر می کنند تا هزاران سال به چرخش خود در مدار ادامه می دهند . معتقدند که ستاره های دنباله دارکم عمر از کمربند کویپر ناشی شده اند در حالی که اعتقاد دارند که ستاره های دنباله دار با طول عمر زیاد را ، مانند هیل-باپ ،در ابر اورت تشکیل شده اند. بیشتر گروه های ستاره های دنباله دار همچون کروتز سان گرزر ، از والدینی جدا شده اند . ممکن است بعضی از دنباله دار های با مدار هذلولوی خارج از منظومه ی شمسی تشکیل شده باشد ، ولی بدست آوردن دقیق شکل مدار آنها بسیار مشکل است. اغلب دنباله دار ها ی پیر که درارای موادی با فشار بخار بالایی هستند بوسیله ی حرارت خورشید به بیرون رانده شده اند و به اقلام استروئید ها تعلق یافتند . سنتائورها ستاره های دنباله دار یخی شکلی هستند با محور نیمه اصلی ، که گاهی بزرگتر از مشتری (505 au) و بعضی از آنها نیز کوچکتر از نپتون هستند (30 au) . بزرگترین سنتائور شناخته شده چاریکلو 10199 است که دارای قطر و ضخامتی حدود 250 کیلومتر می باشد . اولین سنتائور شناخته شده چیرون 2060 بوده که در طبقه ی دنباله دارها (95p) قرار داشت تا زمانی که آن به یک کوما توسعه یافت .

فضای ترنس نپتونیون :

فضای آن طرف نپتون ، یا همان ترنس نپتونیون ، هنوز کشف نشده است . آنجا دنیای کوچکی با فشار بالا است ، و واضح است که دنیای کوچکی با فشار بالا می باشد . قطر آن فقط 5 برابر زمین و جرم آن خیلی کمتر از کره ی ماه می باشد . که عمدتا از سنگ و یخ تشکیل شده است . زمانی به این فضا به منظومه ی شمسی می گفتند . با این حال ، هر جند دیگران این عبارت را فضای آن سوی کمربند آستروئید پندارند .

کمربند کویپر :

نوشتار اصلی : کمربند کویپر موقعیت تمام اشیا شناخته شده در کمربند مجاور با 4 سیاره ی خارجی می باشد . اولین ساختمان این ناحیه ، با قیمانده ی حلقه ای است شبیه به کمربند آستروئید اما عمدتا متشکل از یخ می باشد. طول آن بین 30 و 50 واحدنجومی از خورشید می باشد که بیشتر آن از اجرام کوچک سماوی در منظومه ی شمسی می باشد ، ولی شاید بیشتر اجرام عظیم واقع در کمربند کویپر مانند کوآاور ، وارونا و اورکوس در رده ی سیاره های کوتوله قرار گرفته شده باشند.

تخمین ها حاکی از آن دارند که بالای 100.000 جرم آسمانی این کمربند ، با قطری بیشتر از 50 کیلومتر وجود دارد ، اما عقیده بر آن است که جرم کلی کمربند کویپر فقط ده و یا صد برابر جرم زمین می باشد .

نموداری از تمام اجرام آسمانی کمربند کویپر که مجاور 4 سیاره ی خارجی قرار دارند

بیشتر اجرام کمربند کویپر دارای چندین قمر می باشند و بیشتر آنها بیرون از صفحه ی دایره البروج در مدار چرخند . به طور حدسی می توان کمر بند کویپر را به قسمت کلاسیکی و تشدیدی تقسیم بندی کرد . قسمت تشدید بصورت مسلسلی با سیاره ی نپتون به دور مدار می چرخد .(مثلا 2 دور چرخش معادل با 3 دور چرخش نپتون است ویا 1 دور چرخش معادل 2 چرخش نپتون می باشد .) اولین تشدید با چرخش خود سیاره ی نپتون آغاز می گردد . قسمت کمربند کلاسیک شامل اجرام سماوی ای می باشد که با سیاره ی نپتون هیچ تشدیدی ایجاد نمی کنند و به تقریبا فاصله ی آن می بایست از 39.4 تا 47.7 واحد نجومی می باشد . اجزای کلاسیک کمربند کویپر در کیوب وانوس طبقه بندی شده اند ، بعد از اولین کشف از این نوع (15760) کیو بی 1، و آنها هنوز در نزدیکی عنصر اصلی ، با گریز از مرکزی کم می چرخند .

پلوتو و کارن :


پلوتو ( با میانگین فاصله ی 39 واحد نجومی از خورشید ) ، یک سیاره ی کوتوله و بزرگترین جرم آسمانی در کمربند کویپر می باشد .

مقایسه ی اریس ، پلوتو ، میک میک ، هوم آ ، سدنا ، اورکوس ، او آر 10 2007 ، کو آاور و زمین (طبقه بندی شده )

زمانی که در سال 20061930 آنرا نهمین سیاره طلقی کردند . و در سال 2006 با قبول قرار داد تعریف و تعیین سیاره ها این تصمیم تغییر کرد . پلوتو تقریبا دارای چرخش گریز از مرکز مورب 17 درجه در دایره البروج دارد .

و مسافت آن از خورشید در قسمت حضیض 29.7 واحد نجومی تا 49.5 واحد نجومی در قسمت اوج می باشد .

نا مشخص است که آیا کارن ، بزرگترین قمر پلوتو ، خود در طبقه ی سیاره های کوتوله قرار خواهد گرفت یا خیر . پلوتو و کارن هردو در مدار گرانش یک مرکز باری بالای سطحشان می چرخند که باعث ایجاد پلوتو و کارن به یک سیستم دوتایی می شود . دو قمر بسیار کوچکتر ، به نام های نیکس و هیدرا ، به دور پلوتو و کارن می چرخند . پلوتو با 3:2 تشدیدی که با سیاره ی نپتون دارد ، که این بدین معناست که در هر 3 دور نپتون به دور خورشید ، پلوتو 2 بار به دور خورشید می چرخد . اجرام آسمانی کمربند کویپر که این تشدید را با هم برقرار می کنند به پلوتونیها معروف هستند .

هوم آ و میک میک :

هوم آ ( با میانگین فاصله ی 43.34 واحد نجومی از خورشید ) و میک میک ( با میانگین فاصله ی 45.79واحد نجومی از خورشید) در حالی که کوچکتر از پلوتو هستند ، بزرگترین اجرام آسمانی در کمربند کویپر کلاسیک به حساب می آیند .( و تایید شده است که با نپتون هیچ تشدیدی برقرار نمی کنند ) هوم آ یک تخم مرغ شکل با 2 قمر می باشد . میک میک بزرگترین جرم اسمانی بعد از پلوتو در کمربند کویپر حساب می شود . در ابتدا در سال 2008 به آنها اسامی خاصی اطلاق شده بود و به عنوان سیاره ای کوتوله معین گشت . جهت مدار آنها خیلی مورب تر از پلوتو است .( 28و29 درجه )

دیسک پراکنده : نوشتار اصلی : دیسک پراکنده دیسک پراکنده ، با کمربند کویپر تطابق دارد ولی در فاصله ی خیلی دورتر و بیرونی تر از تعمیم یافته ، که منبع و منشا آن ستاره های دنباله دار کم عمر استدلال شده است . معتقد هستند که اجرام اسمانی دیسک پراکنده بوسیله ی اثرات نیروی گرانش سیاره ی نپتون سریعا دفع و به بیرون انتقال می یابند و در یک مسیر غیرقابل پیش بینی به دور مداری می چرخند . بیشتر اجرام آسمانی دیسک پراکنده دارای حضیض به اندازه ی کمربند کویپر می باشد ولی اوج آن بیشتر از 150 واحد نجومی از خورشید می باشد . دایره البروج این اجرام نیز بسیار مورب است به طوری که تقریبا عمود بر سطح می باشد برخی از کیهان شناسان این ناحیه را صرفا فضایی از کمربند کویپر پنداشته اند . و جرم آسمانی دیسک پراکنده را با نام اجرام آسمانی پراکنده ی کمربند کویپر توصیف می کنند . همچنین برخی از کیهان شناسان سنتائور های داخلی را در اجرام آسمانی کویپرو قسمت بیرونی آن را در پراکندگی ساکن و ضخیم دیسک پراکنده طبقه بندی می کنند .

اریس :

اریس ( با فاصله ی 68 واحد نجومی از خورشید ) بزرگترین جرم دیسک پراکنده است و از آنجایی که فقط 5 % بزرگتر از پلوتو است و قطر و ضخامت آن به 2400 کیلومتر (1500 مایل) تخمین زده شده است ، معلول بحثی است راجع به چگونگی تشکیل سیارات . اریس بزرگترین سیاره ی کوتوله ی شناخته شده است و دارای یک قمر به نام دیزنومیا می باشد . چرخش آن همجون پلوتو دارای بیرون از مرکزی خیلی زیاد است با حضیض 38.2 واحد نجومی ( تقریبا فاصله ی پلوتو تا خورشید ) و اوج 97.6 واحد نجومی است و دایره البروج آن دارای شیب است

اجرام کوچک

اجرام کوچک سامانه خورشیدی، سیارک‌ها، ستاره دنباله‌دار و قمر‌ها هستند.

دورترین ناحیه :

محلی که منظومه ی شمسی در آن به پایان می رسد و فضای میان ستاره ای شروع می شود ، جایی نیست که بشود صریحا تعریف و مشخص کرد . در حالی که مرز بیرونی بوسیله ی دو نیروی مستقل از هم شکل پیدا کرده اند . باد های خورشیدی و گرانش خورشیدی . محدوده ی بیرونی تاثیرات باد خورشیدی تقریبا 4 برابر فاصله پلوتو تا خورشید است . این هلیو پاز آغاز محیط میان ستاره ای در نظر گرفته شده است . اگرچه دامنه ی تاثیر گرانش فلک روچ به هزار برابر دورتر نیز تعمیم می یابد .

هلیو پاز :

ویجر به هلیوهیت وارد می شود .

فلک هلیو به دو منطقه مجزا تقسیم میشود . باد خورشیدی تقریبا با سرعت 400 کیلومتر بر ثانیه سفر می کند تا موقعی که آن باد ها با بادهای میان ستاره ای برخورد و تلاطم کنند .( همان جریان پلاسمای درون فضای میان ستاره ای ) این برخورد در پایان تلاطم اتفاق می افتد که تقریبا در فاصله ی 80 تا 100 واحد نجومی از خورشید در خلاف جهت مسیر باد فضای میان ستاره ای و تقریبا در فاصله ی 200 واحد نجومی از خورشید در جهت مسیر باد رخ می دهد . در اینجا باد به صورت چشمگیری آهسته می وزد که این باعث متراکم شدن و بوجود آمدن تلاطم می گردد ، که ایجاد یک ساختار بیضی شکل می شود که با نام هلیوزهیت شناخته شده می باشد . اعتقاد دارند که این ساختار بسیار شبیه به دم ستاره های دنباله دار حرکت می کند ، که تا 40 واحد نجومی در خلاف جهت باد گسترش می یابد ولی به فاصله ی چندین برابر در مسیر جهت باد ها می باشد . اما شواهدی از کازینی و فضاپیمای جستجوگر در محدوده ی میان ستاره ای اشاره دارد به حقیقت وجود یک نیرو که بوسیله ی میدان مغناطیسی بین ستاره ای تحمیل شده و به شکل حباب در آمده است. ویجر 1 و ویجر 2 هردو به پایان رساندن مرحله ی گذشتن از تلاطم و وارد شدن به هلیوزهیت را به ترتیب در فواصل 94 و 84 واحد نجومی از خورشید مخابره می کنند . محدوده ی بیرونی فلک هلیو ، هلیوپاز ،نقطه ای است که باد خورشیدی در آنجا سرانجام به پایان می رسد و همچنین نقطه ای است که فضای میان ستاره ای از آنجا آغاز می شود . احتمالا شکل و فرم کناره های بیرونی فلک هلیو تحت تاثیر دینامیک سیالات و برهم کنش آنها با فضای میان ستاره ای می باشد . بعلاوه ی میدان های خورشیدی که بطور مثال در جنوب متداول هستند . این لبه ی ضخیم مثلا تا فاصله ی 9 واحد نجومی یا تقریبا 900 مایل طولانی تر از جنوب فلک "همی " می باشد . فراتر از هلیوپاز در محدوده ی 230 واحد نجومی در قسمت قوس زاویه ، یک شیار پلاسمای باقیمانده از خورشید وجود دارد که در میان راه شیری حرکت می کند . تا به حال هیچ فضا پیمایی از هلوپاز دورتر عبور نکرده ، بنابراین فهمیدن شرایط خاص فضای میان ستاره ای مجاور غیرممکن است . پیش بینی شده است که فضاپیمای ویجر ناسا در دهی بعدی از هلیوپاز عبورخواهد کرد و اطلاعات با ارزشی را از تشعشعات و بادهای خورشیدی به زمین مخابره خواهد کرد. ناسا یک تیم محقق را برای گسترش راه کار ماموریت بصری برای فرستادن کاوشگر به هلیوپاز اختصاص داده است .

ابر اورت :

مقاله ی اصلی : ابر اورت : هنرمندی ابر اورت را به تپه های ابری تعبیر میکند و کمربند کویپر(نقشه ی تکمیلی(فرعی)) ابر اورت فرضی یک ابر گوی مانند است در بالای هزارمیلیارد اجرام یخی که معتقدند که منشا آن تمام ستاره های دنباله دار با طول عمر زیاد می باشد که منظومه ی شمسی را محاصره کرده اند و تقریبا فاصله ی آنها 50000 واحد نجومی (1 سال نوری) و تا آنجا که ممکن است 100000 واحد نجومی (1.87 سال نوری) از خورشید است . معتقدند که از ستاره های دنباله داری تشکیل شده که بوسیله ی برهم کنش گرانش سیاره های خارجی بیرون رانده شده اند . اجرام آسمانی ابر اورت به کندی و آهستگی حرکت می کنند و بوسیله ی پدیده های نادری همچون برخورد ، می توانند آشفته گرددند . اثرهای گرانشی یک ستاره ی در حال عبور یا همان جذر و مد عظیم کهکشانی ، یک نیروی جذر و مدی در راه شیری تحمیل می کند .

سدنا :

90377 سدنا ( با میانگین فاصله ی 525.86 واحد نجومی ) یک جرم سماوی شبه پلوتوی عظیم الجثه ی مایل به قرمز می باشد . که با شکل بیضی به دور مدار می چرخد که دارای حضیض حدودا 76 واحد نجومی و اوج 928 واحد نجومی می باشد و 12.050 سال طول می کشد که کامل می شود . مایک براون ، کسی که این جرم آسمانی را در سال 2003 کشف نمود ،آنجا را قسمتی از صفحه ی پراکنده یا کیمربند کویپر نامید ولی از آنجایی که حضیض آن که بوسیله ی ترنس نپتونیون تاثیر پذیرفته نتوانست نظریه اش را اثبات کند . او و دیگر ستاره شناسان بر این عقیده اند که آن اولین جرم جدید پر تعداد در سرتاسر آن جا می باشد ، که همچنین امکان دارد شامل جرم اسمانی 2000 سی آر 105 است که دارای حضیض 45 au و افلیون 415 au و دوره ی چرخشی 3.420 سال می باشد . براون این تراکم وتعدد را با عبارت ابر اورت داخلی به کار برد و به طوری که شاید ساختار آن کاملا جریانی باشد ، اگرچه آن به خورشید بسیار نزدیک است. سدنا ، خیلی شبیه به سیاره ی کوتوله است، اگرچه مطمئناشکل آن هنوز مشخص نشده است.

مرزها:

همچنین ببینید: نجوم و ولکانید، سیاره های فراتر از نپتون و نمسیس(ستاره) تا به حال بیش ترمناطق منظومه ی شمسی ما ناشناخته است. میدان گرانش خورشید با تسلط داشتن بر نیرو های گرانشی ستاره های اطراف در حدودد دو سال نوری( 125000 au ) تخمین زده شده است، با تخمینی ضعیف تر برای شعاع ابر اورت می توان مقایسه کرد که جایگاه آن نباید بیش تر از 50000 au باشد. با وجود کشفیاتی مانند سدنا ف فضای میان کمربند کویپر و ابر اورت که ناحیه ای با شعاع ده ها هزار au را تشکیل می دهند تا به حال به طور واقعی نقشه برداری نشده است . همچنین مطالعات درحال پیشرفت در ناحیه ی بین عطارد تا خورشید وجود دارد. اجرام آسمانی ممکن است هنوز در ناحیه های ترسیم نشده ی منظومه شمسی کشف شوند.

مفهوم کهکشان:

موقعیت منظومه شمسی در کهکشان ما. منظومه شمسی در کهکشان راه شیری واقع شده که یک کهکشان محدود مارپیچی است ، با ضخامت حدود 100000 هزار سال نوری که تقریبا شامل 200 میلیارد ستاره می باشد. خورشید ما در یکی از بازوهای پیچان بیرونی کهکشان راه شیری قرار دارد ، که این به بازوی اوریون(شکارچی) یا بوکال معروف است . خورشید ما ،بین 25000 و 28000 سال نوری از مرکز کهکشان قرار دارد ، و سرعت آن درون این کهکشان حدودا 220 کیلومتر بر ثانیه می باشد ، بنابراین هر 225-250 میلیون سال یک دور کامل انجام داده است .

این حرکت انتقالی یک سال کهکشانی منظومه ی شمسی نام گذاشته شده است . راس زاویه خورشید(نوک خورشید) ، راه خورشید در میان فضای میان ستاره ای ، نزدیک به صورت فلکی هرکول در مسیر جریان موقعیت ستاره ی درخشان وگا می باشد . دایرةالبروج آن تقریبا 86.5 درجه زاویه دارد .

موقعیت منظومه ی شمسی در کهکشان راه شیری

موقعیت منظومه ی شمسی در کهکشان باعث تغییر شکل زندگی برروی زمین می شود. چرخش آن تقریبا دایره ای شکل است و تقریبا سرعتی برابر با سرعت بازوهای پیچان دارد، به این معنا است که به ندرت از داخل آن گذر می کند . بازوهای پیچان خانه ای است برای تراکم نهانی سوپرنواهای خطرناک و از آنجایی که زمین فاصله ی زیادی در فضای میان ستاره ای دارد ، زمین را برای ادامه ی حیات مهیا کرده است . منظومه ی شمسی نیز بخوبی در خارج از احاطه ی تجمع ستاره ها از مرکز کهکشان قرار دارد . نزدیک به مرکز ، جایی که نیروی گرانش ستاره ها می تواند باعث آشفتگی اجرام در ابر اورت شود و ستاره های دنباله دار بسیاری را به سمت منظومه ی شمسی داخلی بفرستد ، که باعث ایجاد برخوردهای بالقوه ی فاجعه آمیز شود که مستلزم زندگی بر روی زمین می شود . شدت پرتو از مرکز کهکشان نیز می تواند در تکامل و پیشرفت زندگی پیچیده مداخله کند و تاثیرگذار باشد . حتی(بعضی از دانشمندان) در موقعیت کنونی که منظومه شمسی قرار دارد فرض کرده اند که سوپر نواهای اخیر ممکن است در 35 هزار سال بعد بر حیات تاثیر مخالف بگذارند . قطعه های پراکنده شده و بیرون رانده شده ی هسته های ستاره ها به سوی خرشید، که غبار ها و ذرات بزرگتر پرتوزایی هستند و مانند ستاره های دنباله دار می باشند.

 همسایگی :

همسایه ی شناخته شده ی عظیم جثه ی مجاور منظومه ی شمسی ، ابر یا کرک محلی ، یک منطقه ای است با تراکم ابری بالا در یک ناحیه ی پراکنده ی دیگر که به حباب محلی معروف است و به شکل محفظه ی یک ساعت شنی است که در فضای میان ستاره ای می باشد که تقریبا 300 سال نوری پهنا دارد . حبابی که با پلاسمایی با دمای بالا مملو است اشاره دارد به اینکه از مقدار زیادی سوپرنواهای تازه تشکیل شده است . نسبتا ستاره های کمی در فاصله ی 10 سال نوری (95 میلیارد کیلومتر) از خورشید وجود دارند .

نزدیکترین آنها ، منظومه ی ستاره ای سه گانه ی آلفا سنتائوری است که در حدود 4.4 سال نوری فاصله دارد . آلفا سنتائوری A و B یک وابستگی دوتایی نزدیکی به ستاره های خورشید مانند دارند ، درحالی که کوتوله ی قرمز آلفا سنتائوری C ( که به پروکسیما سنتائوری معروف است) دوتایی به دور مدار در فاصله ی 0.2 سال نوری می چرخد.

Universe Reference Map (Location) 001.jpeg

ستاره ی بعدی نزدیک به خورشید ستاره ی کوتوله ی قرمز بارنارد (در فاصله ی 5.9 سال نوری) و ولف 359 (درفاصله ی 7.8 سال نوری) و ستاره ی لالاند 21185 (در فاصله ی 8.3 سال نوری). بزرگترین ستاره در این فاصله ی 10 سال نوری است سیریوس است که یک سلسله ستاره ی درخشان است که تقریبا 2 برابر خورشید جرم دارد و بوسیله ی یک کوتوله ی سفید به نام سیریوس B به دور مدار می چرخد و در فاصله ی 8.6 سال نوری قرار دارد . منظومه های باقیمانده ی در این فاصله ی 10 سال نوری ، منظومه ی دوتایی کوتوله ی قرمز لیوتن 8-726 است (در فاصله ی8.7 سال نوری) و کوتوله ی قرمز تنها و منزوی رز154 (در فاصله ی 9.7 سال نوری ) می باشند که تقریبا 80 درصد جرم خورشید را داراست ولی تنها 60 درصد روشنایی و تابندگی آن را دارد .

نزدیکترین ابر خورشیدی شناخته شده به خورشید ، اطراف ستاره ی اپسیلون اریدانی قرار دارد که یک ستاره ی کمی تاریکتر و قرمزتر از خورشید است و در 10.5 سال نوری دورتر قرار دارد . سیاره ی درخشان اپسیلون اریدانی b ، که تقریبا 1.5 برابر مشتری جرم دارد و ستاره ی آن هر 6.9 سال می چرخد . نقشه ای از موقعیت ما در ابر خوشه ی محلی – برای جزئیات بیشتر اینجا را کلیک کنید . آرایش و حرکت دورانی : مقاله ی اصلی : آرایش و حرکت دورانی منظومه شمسی : ساختار منظومه ی شمسی از گرانش متلاشی شدن ابر مولکولی عظیم الجثه ای در 4.6 میلیون سال پیش تشکیل شده است . احتمالا پهنای این ابرهای اولیه به چندین سال نوری می رسد و احتمالا جایی برای پیدایش و تولد ستاره های زیادی می باشد . منظقه ای که می توانست منظومه ی شمسی در آنجا تشکیل بشود ، با نام سحابی خورشیدی پیشین شناخته شده است ، تکانه ی زاویه ای دارد که باعث چرخیدن سریع آن می گردد. در مرکز ، جایی که بیشتر جرم در آنجا جمع شده بود از صفحه ی اطراف آن گرمتر و این گرما درآنجا رو به افزایش بوده است. زمانی که سحابی به چرخش درآمده بود ، آن شروع به پهن شدن در سیاره های اولیه با قطرهای تقریبا 200 AU و ایجاد گرمای شدیدی در ستاره ی مرکزی اصلی می کند و آن را متراکم می کند. در این نقطه با این چرخش ، معتقدند که خورشید می بایست به یک ستاره ی تی تائوری تبدیل گردد. مطالعات برروی ستاره های تی تائوری حاکی از آن است که اغلب آنها به همراه ماده ی صفحاتی که قبلا دارای سیاره بوده اند با جرمی برابر با 0.0001 تا 0.1 جرم خورشید می باشند و بیشتر بزرگی جرم سحابی در ستاره ی آن می باشد. سیارات با رشد پیوسته در این صفحات شکل گرفته اند. در عرض 50 میلیون سال، فشار و تراکم زیاد هیدروژن در مرکز ستاره ی اصلی باعث شروع گرمای هسته ای هم جوشی در مرکز ستاره می کند. دما ، میزان واکنشها ، فشار و افزایش چگالی تا اینکه به وضعیت ایستا برسد ادامه دارد و بوسیله ی انرژی حرارتی با نیروی انقباض گرانشی مقابله می کند. در این نقطه خورشید به یک ستاره ی سلسله وار تکامل یافته تبدیل می گردد. منظومه ی شمسی که امروزه ما از آن با خبریم تا موقعی ادامه پیدا می کند که خورشید از چرخیدن سلسله ی دیاگرام راسل باز بایستد. این افزایش در فشار ، هسته را داغ می کند، بنابراین آن سریعتر می سوزد. نتیجتا خورشید روشنتر و در میزانی تقریبا با 10% در هر1.1 میلیارد سال رشد می کند. از هم اکنون تا 5.4 میلیارد سال بعد، هیدروژن درون هسته ی خورشید کاملا تبدیل به هلیوم می شود، که پایان وضعیت سلسله وار اصلی می باشد. در این زمان لایه های بیرونی خورشید تقریبا تا 260 برابر ضخامت کنونی منبسط و خورشید تبدیل به یک غول قرمز خواهد شد. بدلیل اینکه وسعت سطح آن افزایش پیدا می کند، سطح روی خورشید بطورقابل ملاحظه ای سردتر از روی سلسله ی اصلی خواهد شد. (2600 کلوین سردتر). سرانجام ، لایه ی خروجی خورشید فرو می ریزد و سیار ه ی کوتوله ی سفید را ترک خواهد کردو بطور فوق العاده ای اجرام آسمانی لایه های بیرون رانده شده به چیزهایی که ما آنرا به اسم سحابی نجومی می شناسیم، شکل خواهند گرفت. برخی از این مواد به شکل خورشید درون ناحیه ی میان ستاره ای باز می گردند.

ستاره های دنباله دار

 

ستاره های دنباله دار

دنباله‌دار faye را می‌توانید در سال 2006 در آسمان ببینید.

 

ستارگان دنباله‌دار بر خلاف اسمشان به هیچ وجه ستاره و منبع تولید انرژی نیستند و نامگذاریشان فقط به دلیل شکل ظاهریشان است که مثل ستاره‌ای هستند که دنباله‌ای داشته باشد، به طوری که واژه comet از کلمه یونانی kometes به معنی مو و سر گرفته شده است.

این ستارگان جابجا شونده با وجود چهره تماشاییشان که به سرعت تغییر می‌کند و کاملاً غیرمتناوب و نامنظم به نظر می‌رسد، نشانی از ترس و خرافات بوده اند و مردم ظهور ستارگان دنباله‌دار را علامتی از اتفاقی بزرگ و ناخوشایند می‌دانستند.

دنباله‌دارها از جمله اجرامى هستند که در طول تاریخ چندان محبوب نبوده‌اند. در واقع در فرهنگ بسیارى از ملت‌ها آن را پدیده‌اى شوم و نفرت‌انگیز مى‌دانستند: اعتقادى که هنوز هم طرفدارانى دارد. به نظر بسیارى از منجمان آماتور «دنباله‌دارها خیلى زیبا هستند. آنها فقط مدت کمى میهمان آسمانند با این حال، دیدن آنها بسیار هیجان انگیز است.» اما نظر شکسپیر در مورد آنها چندان شبیه این گفته‌ها نیست: «دنباله‌دار خبر از تغییر ایام و دولت‌ها مى‌دهد.» تا مدت‌ها دنباله‌دارها پیام‌هایى از سوى خدایان به حساب مى‌آمدند. پیام‌هایى که حاوى خشم و غضب آنان بر زمینیان گناهکار بود. به هر روى ظهور دنباله‌دارها در طول تاریخ تاثیرى شگرف بر زندگى آدمیان داشته؛ کودکانى را قربانى کرده و باعث برافتادن حکومت‌ها شده است. کم کم این پیام‌هاى غضبناک آسمانى جاى خود را به عقاید جدیدتر دادند. نظراتى مبنى بر اینکه دنباله‌دارها پدیده هایى مربوط به جو هستند و در داخل اتمسفر زمین ایجاد مى‌شوند. آنها عجیب‌تر از رعد و برق و توفان‌ها به نظر مى‌رسیدند و به همان میزان ـ و بلکه بیشتر- ترسناک و مخاطره‌آمیز بودند.

سال‌ها طول کشید تا سرانجام در قرن هفدهم تلاش‌هاى ادموند هالى نشان داد دنباله‌دارها اجرامى سماوى‌اند. اگرچه آنها با سیارات و ستارگان بسیار متفاوت هستند، اما همچون سیارات در مدارهایى به دور خورشید مى‌گردند. مدارهایى که معمولاً بیضوى، سهموى یا هذلولى هستند. این نوع مدار باعث مى‌شود تا فاصله دنباله‌دار از خورشید در نقطه اوج مدارى‌اش بسیار دور شود.

کشف دنباله‌دارها تاثیر بسیار زیادى بر روى علوم مختلف و به خصوص ستاره‌شناسى گذاشت. محاسبه دقیق مدار دنباله‌دارها بهانه‌اى مناسب براى کشف روش‌هاى نوین ریاضى بود. همچنین به بهانه یافتن دنباله‌دارهاى جدید نقشه‌هاى دقیقى از آسمان تهیه شد. فهرست اجرام غیرستاره‌اى که مشهورترین آنها مسیه نام دارد و متعلق به ستاره‌شناسى فرانسوى است نیز به سبب اشتباه نگرفتن این اجرام با دنباله‌دارهاى تازه پدید آمده است. کشف سیارات جدید نیز از الطاف حاشیه‌اى دنباله‌دارها است. «هرشل» تا مدت‌ها سیاره اورانوس (نخستین سیاره در دوران جدید) را دنباله‌دارى نوظهور فرض مى‌کرد.

به هر جهت، دنباله‌دارها برخلاف تاثیرى که از لحاظ خرافات بر روى زندگى زمینیان گذاشتند، عامل تحولى شگرف در علم نوین بوده‌اند. کشف دنباله‌دار اما کار ساده‌اى نبوده است. در دوران جدید براى یافتن یک دنباله دار، باید رصدگر بسیار ماهرى باشید، تمامى آسمان را به خوبى بشناسید و کمترین تغییرى را نادیده نگیرید. دیدن یک جرم بسیار کم نور و شبح‌گون در میان خیل عظیم ستارگان آسمان کار راحتى نیست. اما داستان کشف دنباله‌دارها به پایان نرسیده است. اگر رصدگر دقیقى باشید، این احتمال وجود دارد که شما هم روزى موفق به کشف یک دنباله‌دار شوید.

 

دنباله‌دار چیست ؟

دنباله‌دارها کره‌هایی از گاز و غبار هستند. هنگامی که این کره‌ی منجمد به خورشید نزدیک می‌شود، در اثر تصعید گازها و غبارها، هاله‌ای مه آلود در اطراف جسم اصلی دنباله‌دار (هسته) و دمی بلند در اطراف آن تشکیل می‌دهند.

 

معمولاً هر دنباله‌دار از سه بخش تشکیل شده است:

  1. هسته : با قطر چند کیلومتر (که به طور مستقیم قابل مشاهده نیست) و کره‌ای از یخ و گازهای منجمد است.
  2. گیسو : یک توده کروی از گاز است که هسته دنباله‌دار را احاطه می‌کند و حدود یک میلیون کیلومتر طول دارد. گیسو از بخار آب،‌گاز دی اکسیدکربن، آمونیاک، غبار و گازهای طبیعی دیگر که از هسته جامد متصاعد شده، تشکیل شده است. گیسو و هسته سر یک دنباله‌دار را تشکیل می‌دهند.
  3. دنباله : برای یک دنباله‌دار دو نوع دنباله تشخیص داده شده است :
  • دنباله گرد و غبار که در انعکاس نور خورشید، زرد کمرنگ دیده می‌شود و همان طیف خورشید را دارد.
  •  دنباله پلاسما یا گازی، که به دلیل وجود مونوکسید کربن یونیزه (co+) آبی دیده می‌شود. طول دنباله ممکن است به صدها میلیون کیلومتر برسد.
     

در انیمیشن زیر می‌توانید ببنید که وقتی که دنباله‌دار به خورشید نزدیک می‌شود یخ‌های آن شروع به تصعید شدن می‌کنند و همین باعث می‌شود که دمی بلند در اطراف دنباله‌دار تشکیل شود.

 

مدار دنباله‌دارها

در قرن هفدهم، با کارهای اساسی کپلر، نیوتون و هالی مشخص شد که حرکت‌های عجیب دنباله‌دارها از همان قوانین حرکت سیارات پیروی می‌کنند. هالی با ادامه‌ی کار موفق شد دوره‌ی تناوب و مدار دنباله‌دار درخشانی را که بعدها به نام خودش معروف شد تعیین کند و مشخص شد که این همان دنباله‌داری است که از سال‌ها قبل از میلاد به طور تقریباً منظمی با دوره‌ی تناوب ۷۶سال رصد می‌شده است.

مدار بیشتر دنباله‌دارها بیضی بسیار کشیده (با خروج از مرکز بیشتر از ۰/۹) است. مدار بعضی دیگر سهموی و یا هذلولی است که دنباله‌دارهای غیرمتناوب محسوب می‌شوند. گاهی از اوقات ممکن است مدار دنباله‌دار به دلیل گرانش سیارات بزرگی مثل مشتری تغییر کند. مثلاً گرانش شدید موجب تکه تکه شدن دنباله‌دار شود. (مثل دنباله دار شومیکرـ لوی ۹) در سال ۱۵۳۸ میلادی یک پزشک به نام Jerome Frascator متوجه شد که دنباله‌ی دنباله‌دارها در خلاف جهت خورشید قرار دارد. در قرن هفدهم کپلر علت آن را فشار باد خورشیدی مطرح کرد.

دنباله‌دار فقط وقتی که به خورشید نزدیک است روشن می‌شود (به حالت بخار در می‌آید) و در دورترین نقطه مدار تاریک است (کاملاً غیرقابل رؤیت). بادهای خورشیدی دنباله را به سمت دورتر از خورشید می‌رانند.

بعضی دنباله‌دارها یا به خورشید برخورد می‌کنند و یا چنان نزدیک می‌شوند که منفجر می‌شوند این دنباله‌دارها خورشید خراش (Sungrazers) نامیده می‌شوند.

در انیمیشن زیر می‌توانید مدار یک دنباله‌دار را ببنید.

 

منشأ دنباله‌دارها کجاست ؟

 در سال ۱۹۵۰ یک اخترشناس هلندی به نام یان اورت با مطالعه‌ی آماری چهل و شش دنباله‌دار بلند دوره (با دوره تناوب بیش از ۲۰۰ سال) متوجه شد که این دنباله‌دارها از تمام جهات به سوی خورشید می‌آیند، بنابر این منبعشان باید کره‌ای پیرامون خورشید باشد و از آنجایی که مدار این دنباله‌دارها بسیار کشیده است پس این کره می‌بایست دور باشد. او این موضوع را مطرح کرد که خرده سیارات باقیمانده از سحابی اولیه منظومه شمسی منشا دنباله‌دارها است. با محاسبات انجام شده این منطقه (که امروزه اَبر اورت نامیده می‌شود) باید در فاصله۲۰۰۰۰ تا۱۰۰۰۰۰ واحد نجومی باشد. شاید تعداد دنباله‌دارهای ابر اورت به دو تریلیون برسد.

اما دنباله‌دارهای کوتاه دوره، تقریباً در صفحه‌ی منظومه‌ی شمسی حرکت می‌کنند. پس منبع آنها نمی‌تواند ابر اورت باشد. اخترشناسان منبع آنها را قرصی مسطح در ورای مدار نپتون (۳۵ تا۴۰ واحد نجومی) می‌دانند که ممکن است تا فاصله ۱۰۰ واحد نجومی گسترده شده باشد. جمعیت این کمربند چند صد میلیون تخمین زده می‌شود. حدود ده سال پیش (۱۹۹۲ میلادی) دو اخترشناس سیاره‌ای از دانشگاه هاروارد موفق به کشف ۲۰ عضو از اجرام این کمربند (کمربند کویی پر) شدند.

 

چرا دنباله دارها مهم هستند؟

چندى پیش ناسا در ماموریتى چندصد میلیون دلارى فضاپیمایى را به سوى دنباله‌دارى فرستاد. این فضاپیما که «برخورد عمیق» (Deep Impact) نام داشت، اطلاعات متحیرکننده‌اى براى زمین مخابره کرد. اما اطلاعاتى که ما در دنباله‌دارها مى‌یابیم چیست: شاید مهمترین آنها تاریخچه جایى است که در آن زندگى مى‌کنیم. دنباله‌دارها از ابتداى منظومه شمسى تا به حال دست نخورده و یخ زده باقى مانده‌اند. ما در زمین و سیارات اطرافمان به دلیل وجود فرسایش زیاد، کمتر اثرى از دوران اولیه منظومه شمسى مى‌یابیم. دنباله‌دارها اما همچون مومیایى این آثار را در خود حفظ کرده‌اند. با مطالعه دقیق آنها مى‌توان به عناصر و شرایط آن هنگام دست یافت. بر پایه برخى نظریه‌هاى معتبر ممکن است عناصر تشکیل دهنده حیات توسط دنباله‌دارها به زمین آورده شده باشد.

براى آماتورها هم دنباله‌دارها سرشار از اطلاعات ارزشمند است. آنها امیدوارند قبل از ظهور و نورانى شدن یک دنباله‌دار ویژگى‌هاى آن را پیش‌بینى کنند. اینکه چه شکلى دارد، درخشندگى آن چه اندازه است، آیا دنباله دارد و این دنباله تا چه اندازه امتداد مى‌یابد. دنباله‌دارهایى که در نهایت به درون خورشید مى‌افتند نیز مهم هستند؛ خورشیدخراش‌ها مى‌توانند اطلاعات ارزشمندى در مورد جو خورشید در اختیارمان قرار دهند. مطالعه واکنش خورشید در این برخوردها نیز بسیار جذاب است.

 

دنباله‌دار هالی :

دنباله‌دار هالی یک دنباله‌دار دوره‌ای ، متشکل از گاز منجمد و غبار است، که به دور خورشید می‌گردد. هالی برای اولین بار در 240 قبل از میلاد در چین ثبت شد. اما ادموند هالی اولین کسی بود که دوره‌ای بودن آن را تشخیص داد. آخرین بار در 1986 دیده شد و بار دیگر در 2061 مشاهده خواهد شد. از آن جایی که دنباله‌دار هالی تحت تاثیر نیروی گرانشی سیارات برجیس و کیوان قرار دارد، لذا دوره گردش آن دقیقاً ثابت نیست و بین 74 تا 78 سال به درازا می‌کشد. اما تقریباً می‌توان آن را 76 سال دانست. وقتی که زمین از مدار هالی (هر سال دوبار) می‌گذرد. رگبار شهاب اتا اکواریدس و اریونیدس اتفاق می‌افتد.
دنباله‌دار هالی را می‌توانید در سال 2061 میلادی دوباره در آسمان ببینید.

دنباله‌دار شومیکرلوی 9 (SHOEMAKER-LEVY9) :

شومیکرلوی 9 (SL-9) یک دنباله‌دار با دوره تناوب کوتاه است که توسط زوج کارولین شومیکر و دیوید لوی کشف شد. وقتی دنباله‌دار به مشتری بسیار نزدیک شد نیروهای جاذبه‌ای مشتری بخشی از آن را از آن جدا کردند و قطعات جدا شده آن در طی 6 روز در ماه جولای 1994 به مشتری اصابت کردند که اشتعال بزرگ اتمسفر مشتری از زمین دیده می‌شد.

 

نویسنده : علیرضا سرمدی

تصاوير و فيلم حيرت‌انگيز رصدخانه جديد ناسا از خورشيد

ده هفته پس از پرتاب، رصدخانه ديناميك خورشيد خورشيدي ناسا چشمان خود را به روي خورشيد گشود و براي نخستين بار، جزئيات زندگي تنها ستاره منظومه شمسي را در حالت واقعي به تصوير كشيد. فيلم و تصاوير منتشرشده از ناسا را در ادامه ببينيد.

حلقه‌هاي آتشين از گازهاي يونيزه كه از سطح خورشيد فوران مي‌كنند، مهم‌ترين رويدادي است كه در نخستين فيلم گرفته شده از خورشيد مشخص شده است. اين براي نخستين بار است كه دانشمندان مي‌توانند جزئيات فرايندهاي خورشيد و تغييرات ميدان مغناطيسي آن‌را در هر لحظه ثبت كنند و شرايط اين ستاره را با دقت بهتري پيش‌بيني كنند.



تا پيش از اين، ماهواره‌ها و رصدخانه‌هاي خورشيدي فراواني به فضا ارسال شده بود، اما هيچ‌كدام از آن‌ها نمي‌توانستند هم‌زمان، تمام سطح خورشيد را با دقت دلخواه رصد كنند. اين درحالي است كه رصدخانه ديناميك خورشيدي 808 ميليون دلاري يا اِس.دي.او هر 10 ثانيه يك بار، چهار تصوير بسيار پركيفيت در چهار طول‌موج مختلف از سطح خورشيد مي‌گيرد و آن‌ها را با سرعت 130 مگابيت بر ثانيه به زمين ارسال مي‌كند. از تركيب اين حجم عظيم اطلاعات، فيلمي با استاندارد كيفيت IMAX آماده مي‌شود كه زندگي لحظه به لحظه خورشيد را طي پنج سال آينده به تصوير مي‌كشد.



يكي از ابزارهاي علمي اس.دي.او، مجموعه تصويربرداري اتمسفري، اِي.آي.اِي است كه از 4 تلسكوپ براي مطالعه سطح و جو خورشيد استفاده مي‌كند. اِي.آي.اِي توانسته حلقه‌اي عظيم از گازهاي داغ را ثبت كند كه به بيرون پرتاب مي‌شود. اين پديده كه زبانه خورشيدي نام دارد، در اثر ميدان‌هاي مغناطيسي خورشيد ايجاد مي‌شود كه منشا و رفتار آن‌ها هنوز به خوبي درك نشده است.



 

آزادسازي انرژي
اس.دي.او هم‌چنين توانسته است مناطق ديگري را روي خورشيد شناسايي كند كه مقدار زيادي انرژي از آن‌ها آزاد مي‌شود. ابزار اچ.ام.آي يا تصويربرداري مغناطيسي و لرزه‌سنجي نام دارد، توانسته شراره‌هاي خورشيدي را در سطح اين ستاره شناسايي كند كه در فيلم به نمايش درآمده از سوي ناسا، همان نقطه درخشاني است كه در بخش بالا-چپ خورشيد واقع شده است.



به دنبال اين شراره، موجي از انرژي و ماده به بيرون آزاد مي‌شود كه مواد لايه‌هاي بيروني جو خورشيد را داغ مي‌كند و آن‌ها را در حجم وسيعي به بيرون پرتاب مي‌كند. در اين رويداد كه فوران مواد تاج، سي.اِم.اي ناميده مي‌شود، اگر اين مواد در مسير زمين قرار بگيرند، مي‌توانند به راحتي ماهواره‌ها را از كار بياندازند، فضانوردان خارج از ايستگاه فضايي را با خطر مرگ روبرو كنند و شبكه‌هاي مخابراتي و انتقال برق را در عرض‌هاي شمالي زمين با اختلال شديد روبرو كنند. البته ورود آن‌ها به ميدان مغناطيسي زمين، پديده زيباي شفق قطبي را در مناطق قطبي به همراه خواهد داشت. (اگر نمي توانيد فيلم زير را ببينيد، اينجا را كليك كنيد. توجه داشته باشيد حجم اين فيلم 20 مگابايت و فرمت آن MOV است)

در اين رويداد كه 30 ثانيه طول كشيده، ماده فراواني به اندازه گنجايش رودخانه مي‌سي‌سي‌پي آزاد شده كه با سرعت يك‌ونيم ميليون كيلومتر در هر ساعت به سوي زمين حركت مي‌كند. اين سرعت در مقايسه با سرعت نور، خيلي زياد نيست و به همين دليل، دانشمندان هميشه خورشيد را زير نظر دارند تا اگر وقوع اين پديده را ديدند، از فاصله زماني صد ساعته (تقريبا 4 روزه) براي رسيدن اين طوفان خورشيدي به زمين استفاده كنند و ماهواره‌ها، شبكه‌هاي ارتباطي و فضانوردان را در شرايط ايمني قرار دهند.


اِي.آي.اِي اين فوران را در محدوده‌اي از طول‌موج‌ها مشاهده كرد كه متناظر با محدوده‌هاي دمايي از 80هزار تا 10 ميليون درجه سانتي گراد است و در فيلم منتشرشده از سوي ناسا با رنگ‌هاي مختلف به نمايش درآمده است. با انتشار موج در سطح خورشيد، مي‌توان تغييرات رنگ را ديد كه نشان مي‌دهد گاز به سرعت داغ مي‌شود.


براي مشاهده تصاوير و دانلود فيلم‌هاي پركيفيت منتشرشده، به وبگاه خبري ناسا مراجعه كنيد.

منبع : خبر آنلاين

نقل از:http://oonieknafar.blogfa.com

منظومه شمسی پیرتر از تصور ماست....

 
منظومه شمسی پیرتر از تصور ماست



می‌دانیم منظومه شمسی حدود 4.5 میلیارد سال پیش تشکیل شده است. این منظومه زمانی به شکل توده درهم پیچیده‌ای از ابرهای گازی تشکیل‌شده از هیدروژن و هلیم بوده اما خرده‌ریزه‌هایی که از انفجار سایر ستاره‌ها ایجاد شده بودند همراه با غبارهای بسیارریز کیهانی که از عناصر سنگین‌تر تشکیل شده‌اند، ظهور آن را رقم زده‌اند. در ابتدا ذرات گرد‌و‌غبار نقش نقاط تجمع را در سحابی خورشیدی به عهده گرفته‌اند، ذرات بزرگ‌تر اطراف آنها مجتمع‌شده و طی میلیون‌ها سال خورشید جوان، سیارات و دیگر اجرام منظومه را ایجاد کرده‌اند.

محققان برای استنتاج زمان تشکیل اولین اجتماع از این ذرات و تخمین سن منظومه، عمر شهاب‌سنگ‌هایی تا ابعاد یک‌سانتمتر را که با زمین برخورد کرده‌اند مورد بررسی قرار می‌دهند. این قطعه سنگ‌های کوچک که حین سرد‌شدن گازها برای تشکیل خورشید و سیارات منظومه شمسی ایجاد شده‌اند بخشی از کهنسال‌ترین اجرام آسمانی این منظومه به شمار می‌روند.

اودری بوویر و همکارانش در دانشگاه ایالتی آریزونا در تمپی به تازگی به تجزیه این قطعات در شهاب‌سنگی پرداخته‌اند که سال 2004/1383 در شمال‌غرب آفریقا با زمین برخورد کرده است.

به گزارش نیوساینتیست، تحقیق آنها روی میزان باقی‌مانده ایزوتوپ‌های اورانیم238 و اورانیم235 در این قطعات که در طول زمان به ایزوتوپ‌های سرب207 و سرب206 تبدیل می‌شوند، نشان می‌دهد منظومه شمسی باید بین 0.3 تا 1.9 میلیون سال پیرتر از تخمین‌های قبلی محققان که مبتنی بر بررسی روی دو شهاب‌سنگ قدیمی‌تر ، یکی در قزاقستان به سال 1962/1341 و دیگری در مکزیک به سال 1348/1969 بوده است، باشد. یعنی خورشید و منظومه 4.5682 میلیارد‌ سال عمر دارد.

شاید به نظر برسد در یک بازه چندین میلیارد ساله این اختلاف یکی‌دو میلیون ساله چندان اهمیتی نداشته باشد، اما همین اختلاف اندک می‌تواند زمانی که شرایط پیدایش این منظومه و علل ایجاد آن بررسی می‌شود بسیار حائز اهمیت باشد.

ری برگس زمین شیمیدان دانشگاه منچستر در انگلستان می‌گوید: «این تحقیق و بررسی‌های مشابه می‌توانند به ما بگویند چه چیزی پیدایش منظومه شمسی را آغاز کرده است و پس از آن چه اتفاق‌هایی رخ داده‌اند. حتی می‌توانیم به پیدایش زمین برسیم و اینکه چرا ساختار این کره خاکی به این شکل ایجاد شده است».

به نظر می‌رسد این شهاب‌سنگ که آلنده نام دارد پیش از فرود به زمین متحمل گرمای شدید و تغییر‌شکل بسیاری شده باشد از سوی دیگر تداخل ایزوتوپی آن نسبت به سایر شهاب‌سنگ‌های شناخته‌شده کمتر است و به همین دلیل نتایج حاصل از بررسی آن قابل اطمینان‌تر و دقیق‌تر خواهند بود.


http://khabaronline.ir


دقیق ترین تصویر از لکه های خورشیدی

دقیق‌ترین تصویر از لکه‌های خورشیدی

لکه‌های شگفت‌انگیز خورشیدی بالاخره به دام تلسکوپ‌ها افتادند و این تصویر،‌ دقیق‌ترین تصویری است که تا به حال از این لکه‌ها گرفته شده است.

بر اساس گزارش پاپ‌ساینس، محققین مشاهده‌گر خورشیدی بیگ‌بیر بالاخره موفق شدند با تلسکوپ خورشیدی جدید خود تصویری از لکه‌های خورشیدی در طیف نورهای مرئی بگیرند که از هر تصویر دیگری که تا به حال از این لکه‌ها گرفته شده، بیشتر جزییات را نمایش می‌دهد. وضوح تصاویر این تلسکوپ جدید، در حد 80 کیلومتر روی سطح خورشید است.

این تلسکوپ در حقیقت نمونه اولیه‌ای از یک تلسکوپ بزرگ‌تر است که تلسکوپ خورشیدی با فناوری پیشرفته نامیده می‌شود و طی دهه آینده ساخته خواهد شد. تلسکوپ پیشرفته آینده بیگ‌بیر به محققین آن اجازه می‌دهد سیستم نوری قابل تنظیم جدیدی در اختیار داشته باشند که ابزاری شفاف و بدون اعوجاج برای مشاهده خورشید از روی زمین خواهد بود.

تا آن زمان، همین نمونه حاضر می‌تواند تصاویری دقیق از سطح خورشید بگیرد و به دانشمندان کمک کند آب و هوای خورشید و تاثیر آن بر منظومه شمسی و زمین را بهتر درک کنند.



http://khabaronline.ir

ستاره‌ای نوترونی نظریه تشکیل سیاه چاله‌ها را به چالش می‌کشد

اخترشناسان نوعی ستاره نوترونی مغناطیسی عظیم را مورد مطالعه قرار دادند که می تواند استانداردهای کنونی نظریه های مربوط به سیاه چاله ها را به چالش بکشد.

دانشمندان با استفاده از تلسکوپ VLT رصدخانه جنوبی اروپا در شیلی نشان دادند که یک "مگنتار" (یک نوع غیر عادی از ستارگان نوترونی) از ستاره ای تشکیل شده است که جرم آن حداقل 40 برابر جرم خورشید است.

نتایج این تحقیقات می تواند چالشهای بزرگی را در مقابل تئوریهای فعلی مربوط به تکامل ستارگان و تشکیل سیاه چاله ها ایجاد کند. در حقیقت برپایه تئوریهای کنونی، ستاره ای با این جرم نباید تبدیل به یک "مگنتار" شود بلکه باید پایان زندگی خود را به صورت یک سیاه چاله ادامه دهد.

این محققان به منظور دستیابی به این نتایج، توده ستاره ای Westerlund 1 را که در فاصله 16 هزار سال نوری از زمین و در نیمکره جنوبی صورت فلکی "آتشدان" (آرا) واقع شده است مورد بررسی قرار دادند.

Westerlund 1 یک "ابر خوشه" است که محتوی صدها ستاره بسیار عظیم است. نور برخی از این ستاره ها برابر با نور تقریبا یک میلیون خورشید بوده و قطر آنها حدود دو هزار برابر قطر خورشید است به طوری که می توان گفت Westerlund 1 یک باغ وحش شگفت انگیز ستارگان است. ستارگان این توده همگی یک جنبه مشترک دارند و آن سن این ستارگان است که بین 5/3 تا 5 میلیون سال تخمین زده شده است.

از آنجا که تمام ستاره های ساکن Westerlund 1 همسن هستند، ستاره ای که منفجر شده و باقیمانده های آن به یک مگنتار تبدیل شده باید زندگی کوتاهتری نسبت به سایر ستارگان این توده داشته باشد.

این دانشمندان در این خصوص توضیح دادند: "دوره زندگی یک ستاره مستقیما با جرم آن ارتباط دارد به طوری که ستاره سنگین تر دوره زندگی کوتاهتری دارد، اگر ما بتوانیم جرم یک ستاره عظیم را اندازه گیری کنیم می فهمیم که ستاره با زندگی کوتاهتر که به یک مگتنار تبدیل شده است باید هنوز جرم بسیار زیادی داشته باشد. این نکته بسیار مهم است چرا که هنوز نظریه ای در این مورد وجود ندارد."

به این ترتیب این ستاره شناسان ستارگانی را که در منظومه دوتایی W13 در توده ستاره ای Westerlund 1 واقع شده اند مورد مطالعه قراردادند و دریافتند که در این منظومه، جرم ستارگان می تواند مستقیم با حرکت تکامل آنها ارتباط داشته باشد.

براساس گزارش Astronomy Now Online، جرم این ستاره بزرگتر این منظومه دو تایی با ستارگان دیگر توده Westerlund 1 مقایسه و مشخص شد ستاره ای که به یک مگنتار تبدیل شده است باید حداقل 40 برابر جرم خورشید داشته باشد.

این نشان می دهد ستارگان بسیار عظیمی که از آن انتظار می رود به یک سیاه چاله تبدیل شوند می توانند به روش متفاوتی رفتار کنند و به یک مگنتار تبدیل شوند.

فرضیه های گذشته نشان می داد که ستارگان با جرم اولیه بین 10 تا 25 برابر جرم خورشید ستارگان نوترونی را تشکیل می دهند و ستارگان با جرم بالاتر از 25 برابر جرم خورشیدی سیاه چاله ها را تولید می کنند.

به گفته این دانشمندان، این مورد در این منظومه دو تایی می تواند نظریه های فعلی مربوط به سیاه چاله ها را به چالش بکشد.


خبرگزاری مهر

تراوش جو زهره و مریخ به سوی فضا

تحقیقات جدید نشان می دهد که سیارات زهره و مریخ در حال از دست دادن جو خود می باشند.

تراوش جو زهره و مریخ به سوی فضا
بادخورشید جو مریخ و زهره را با خود می برد.

زهره و مریخ از بعضی جنبه ها بسیار متفاوت و از جنبه هایی دیگر شبی هم هستن. درست است که مریخ جو بسیار نازک و رقیقی دارد ولی زهره دارای جوی غلیظ، سنگین و مسموم می باشد، ولی هر دو تحت تأثیر خورشید هستند! باد خورشیدی به طور مداوم سیارات منظومه ی شمسی را با فراری دادن جو آنها، مورد حمله قرار می دهد. باد خورشیدی توده ای از ذرات باردار پرانرژِ است که با سرعت از سمت خورشید به سمت بیرون منظومه ی شمسی در جریان است. آیا این امکان وحود دارد که مریخ هم مانند زهره دارای جوی ضخیم و غلیظ بوده ولی همه را از دست داده باشد؟

بادخورشیدی
فوران بادخورشیدی از خورشید به سمت میدان مغناطیسی زمین

دو فضا پیمای اروپایی Mars Express و Venus Express دارای ابزارهای مشابهی هستند و هریک در حال گردش بدور یکی ازین دو سیاره می باشند. Mars Express در سال 2003 به مریخ رسید، ولی Venus Express در 2006 با زهره ملاقات کرد.  ایندو فضاپیما در حال حاضر در حال گردش در مدار هستند و بر فرآیندهای مختلف مریخ و زهره تحقیق می کنند. این دو پروژه فضایی، در دو سیاره ی زهره و مریخ می تواند سیاره شناسان را در فهم و پیشبرد سیاره شناسی تطبیقی کمک کند.

مدارگرد مریخ
مدارگرد Mars Express بر فراز مریخ

یکی از ابزارآلات مشابه که در هردوی این فضاپیماها نصب شده است، تحلیل گر پلاسماهای فضایی و اتمهای پر انرژی Analyser of Space Plasmas and Energetic Atoms (ASPERA) می باشد. این ابزار ASPERA کشف کرد که ذراتی از جو ایندو سیاره توسط باد خورشیدی به سمت فضا تراوش می کنند. زهره و مریخ هردو، باوجود تفاوتهایی که در اندازه و مدار دارند، الگوهای مشابهی در « ازدست دادن ذرات جوی» نشان می دهند. ازآنجایی که ایندو هیچ گونه میدان مغناطیسی  یکنواختی که جو را حفظ کند، ندارند، ذرات جو به راحتی به بیرون می پرند! درحالی که جو زمین توسط میدان قوی مغناطیسی اش، در مقابل بادخورشیدیِ وحشی، حفظ می شود!

دانشمندان امیدوارند این تحقیقات، آنها را در جهت تعیین نرخ تراوش ذرات جو زهره و مریخ کمک کند. سؤال این است که آیا بادخورشیدی مسئول نازک و رقیق شدن جو مریخ است؟ چرا که مریخ نصف زمین اندازه دارد ولی زهره تقریبا هم اندازه ی زمین است. در نتیجه گرانش مریخ ضعیف تر است و نمی تواند جوَّش را در مقابل باد خورشیدی نگه دارد.

این تحقیقات تنها در جهت شناخت بیشتر ایندو سیاره کاربرد ندارد، بلکه در فهم هرچه بهتر سیاره ی خودمان زمین نیز مفید است، وشاید دیدگاههایی نیز درباره ی آینده برای ما داشته باشد.

منبع:

http://www.universetoday.com/

 

آسمان این هفته

وضعیت ماه

وضعیت آسمان این هفته را با بررسی حرکت ماه در آسمان آغاز می‌کنیم. در طول چند روز گذشته، به تدریج بر قسمت روشن ماه افزوده شد تا این‌که در ساعت 21:35 دوم شهریور به وضعیت ماه کامل (بدر) رسید. در این روز، ماه نصف مدار خود به دور زمین را طی کرده بود و کل قرص روشن آن رو به زمین قرار گرفت. پس از آن، قرص ماه به تدریج رو به کاهش است و در نزدیکی سیاره پرنور مشتری دیده می‌شود. توجه داشته باشید که این شب ها ماه بعد از غروب خورشید طلوع می کند.

وضعیت سیارات

عطارد / تیر: پس از غروب خورشید، در ارتفاع بسیار کمی از افق قرار دارد و روشنایی ناشی از پرتوهای خورشید مانع از مشاهده آن می‌شود.

زهره / ناهید: پس از غروب خورشید، در کنار سیاره مریخ و البته پرنورتر از آن در افق غربی قابل مشاهده است. اگر با تلسکوپ به سیاره زهره نگاه کنید، نصف قرص آن را روشن می‌بینید (شبیه شکل ماه در شب هفتم). در واقع به دلیل جابه جایی سیارات داخلی و تغییر زاویه آنها نسبت به خورشید و زمین، آنها نیز مانند ماه دارای اهله هستند.

مریخ / بهرام: در ابتدای شب در غرب آسمان قرار دارد. طی شب‌های بعد، از سیاره زهره عقب می‌ماند.

مشتری / برجیس: تقریبا اوایل شب از افق شرقی طلوع می‌کند و تا صبح در آسمان قرار دارد.

زحل / کیوان: پس از غروب خورشید در غرب آسمان و پایین تر از سیارات مریخ و زهره قرار دارد.

حرکت رجعی
آشنایی با یک اصطلاح:

حرکت رجعی سیارات

سیارات را می‌توان به دو گروه سیارات داخلی و خارجی تقسیم ‌کرد. سیارات عطارد و زهره، داخلی هستند چرا که مدار گردش آنها در داخل مدار زمین واقع است. بقیه سیارات یعنی مریخ، مشتری، زحل و ... سیارات خارجی هستند که مدارشان فراتر از مدار زمین می‌باشد. برای یک ناظر زمینی سیارات خارجی می‌توانند در موقعیتی قرار بگیرند که زمین بین آنها و خورشید واقع شود که به این حالت مقابله می‌گویند. به هنگام مقابله، سیاره خارجی حداقل فاصله را از زمین خواهد داشت و ناظر آن را در حداکثر نورانیت خود خواهد دید. در این حالت، سیاره با غروب خورشید، در افق شرق طلوع و با طلوع خورشید، در افق غرب غروب می‌کند. برای مثال حرکت عادی مریخ در آسمان از شرق به غرب است، ولی در حالت مقابله برای مدت کوتاهی متوقف می‌شود سپس حرکتش معکوس شده و برای زمان محدودی حرکت برگشتی (رجعی) را از خود نشان می‌دهد. بعد از آن مجدداً متوقف شده و سپس حرکت قبلی خود را در پیش می‌گیرد. در این شب ها، سیاره مشتری در حال تکمیل حرکت رجعی خود است. این نوع حرکات غیرمعمول سیارات خارجی و خصوصاً مریخ برای ستاره شناسان گذشته عجیب و مایوس‌کننده بود، چرا که با نظریات منظومه‌ای آن دوران مغایرت داشت.

به نقل از: خبرآنلاین

مدارهای فضایی شناور

در سال 1984یک فیزیکدان آمریکایی به نام رابرت ال فوروارد نظریه‌ای برای استفاده از مدارهای فضایی جدید ارائه نمود که نام‌های گوناگونی همچون مدارهای شناور، مدارهای غیر کپلری یا مدارهای جابجا شده بر خود دیده است. در آن زمان مجامع علمی دنیا استفاده از این مدار فضایی جدید را غیر ممکن ارزیابی نمودند. اما اکنون و پس از 25 سال، محاسبات مهندسان آزمایشگاه مفاهیم پیشرفته فضایی در دانشگاه استراث‌کلاید نشان می‌دهد که ایده فوروارد عملی است.

دکتر فوروارد که در سال 2002 از دنیا رفته است، معتقد بود که می‌توان با ترفندهایی صفحه مداری مشابه مدار زمین ثابت (ژئوسنکرون) در دو سمت شمال یا جنوب صفحه استوای سماوی به دست آورد. به این ترتیب قادر خواهیم بود به تقاضای روزافزون برای دست‌یابی به نقاط جدید مداری در این مدار منحصر به فرد پاسخ دهیم.

مدار غیر کپلری در مقایسه با مدار کپلری

دکتر فوروارد معتقد بود که می‌توان ماهواره‌های مخابراتی را روی یک مدار دقیقا مشابه مدار «زمین ثابت» اما به موازات آن و به فاصله اندکی حدود 50تا 100 کیلومتر در شمال یا جنوب صفحه استوایی قرار داد. اما از آنجا که چنین مداری غیر کپلری است و به عبارت دیگر از تعادل دینامیکی ناشی از نیروی گرانش تبعیت نمی‌کند، باید دائماً با صرف نیروی اندکی آن را در وضعیت از پیش تعریف شده نگه داشت. پیشنهاد مشخص دکتر فوروارد در آن زمان استفاده از بادبانهای خورشیدی بود.

طرح وی توسط مخالفان و به بهانه دینامیک غیر معمول مداری رد شد و مطالعه بیشتری روی آن صورت نپذیرفت. اما به تازگی یک دانشجوی پاکستانی دوره دکتری به نام شاهید بیگ به همراه استاد راهنمای خود، پروفسور کلین مک اینس این ایده پیشرو را مورد آنالیز قرار دادند و در کمال تعجب مشاهده نمودند که از نظر تئوری این ایده کاملاً امکان‌پذیر است. آنها نتیجه تحقیقات خود را در مقاله‌ای در ژورنال هدایت، کنترل و دینامیک منتشر کرده‌اند.

پروفسور مک اینس می‌گوید: "ماهواره‌ها معمولا در مدارهای کپلری به دور جرم مرکزی خود که می‌تواند زمین باشد می‌چرخند. این مدارها را به افتخار یوهانس کپلر، دانشمندی که حدود 400 سال پیش به ما کمک کرد تا حرکت مداری را درک کنیم، مدارهای کپلری می‌نامند. ماهواره‌هایی که در چنین مدارهایی قرار دارند در حالت ایده‌آل و طبق تئوری به هیچ موتوری نیاز نداشته و پس از تزریق در مدار برای همیشه در مدار باقی مانده و به دور جرم مرکزی خود گردش می‌کنند. البته در عمل اغتشاشات ناچیز مداری باعث تغییر مدار حرکت ماهواره شده و باید هر از چند گاهی موتورهای آن روشن شده و تصحیحات لازم مداری صورت گیرد.

از قوانین مداری کپلر می‌دانیم که در حالت عمومی، هر جسم مدارگردی مانند ماهواره‌ها برای زمین یا زمین برای خورشید روی یک بیضی به دور مرکز جرم جسم مرکزی خود می‌چرخد. بنابراین در حوزه مدارهای کپلری ما قادر به تزریق ماهواره در مداری به دور قطب شمال نیستیم.

دسترسی عملی به این ایده 25 ساله باعث رونق صنعت ماهواره‌های مخابراتی خواهد شد و دانشمندان می‌توانند به آرزوی دیرینه خود جهت مراقبت 24 ساعته از دو قطب زمین برسند.

حرکت ماهواره در مدارهای کپلری را می‌توان به حرکت یک گوی در کف دره تشبیه کرد. اگر گوی را به سمت هر کدام از دامنه‌ها منحرف کنید، گوی مجدداً به کف دره باز خواهد گشت و برای نگه داشتن آن در پایین دره احتیاجی به صرف نیروی اضافه نیست. از این رو است که مدارهای کپلری را مدارهای متعادل دینامیکی نیز می‌نامند.

از سوی دیگر حرکت یک ماهواره روی مداری غیر کپلری مانند چرخاندن یک گوی بر لبه یک تیغ است. لحظه ای غفلت باعث می‌شود که گوی از دیواره فرو افتد. برای حفظ موقعیت چنین گویی باید دائماً و با صرف انرژی موقعیت و وضعیت آن را اصلاح نمایید.

پروفسور مک اینس می‌گوید: ماهواره‌هایی که روی مدار زمین ثابت غیر کپلری به دور زمین می‌چرخند مانند همنوع کپلری خود تقریباً هر 24 ساعت یک بار زمین را دور می زنند اما مرکز چرخش این مدار روی مرکز جرم زمین قرار ندارد بلکه قدری شمال‌تر و یا جنوب‌تر از مرکز جرم زمین است. طبیعتاً چنین مداری پایدار نیست و اگر نیرویی برای نگهداشتن آن صرف نشود، ماهواره طوری تغییر مدار خواهد داد تا نهایتاً مرکز چرخش آن بر مرکز جرم زمین منطبق گردد. برای ثابت نگه داشتن مرکز چرخش ماهواره در جایی متفاوت از مرکز جرم جسم مرکزی باید نیرویی به صورت دائمی به ماهواره وارد شود.

نیروی مورد نظر قطعاً نمی‌تواند توسط موتورهای شیمیایی و یا سایر موتورهایی که سوخت زیادی مصرف می‌کنند، تأمین گردد. اما فشار تابشی خورشید منبعی لایزال (حداقل در مقیاس‌ ما زمینی‌ها) است که می‌تواند ما را در رسیدن به آرزوی بزرگمان برای تزریق ماهواره در مدارهای غیر کپلری یاری کند.

اما زمانی که شب می‌شود (ماهواره در سایه زمین قرار می‌گیرد) و فشار تابشی خورشید حذف می‌گردد، ماهواره اندک اندک به سمت صفحه استوا منحرف می‌گردد. میزان انحراف حدود 10 تا 50 کیلومتر در هر شب است اما آن را نیز می‌توان با استفاده از موتورهای یونی یا دیگر انواع موتورهای الکتریکی که نیروی مورد نیاز خود را از باطریها تأمین می‌کنند، جبران نمود.

مدار استاتیت، بالای قطب

ایده دیگری که دکتر فوروارد پیشنهاد کرده بود، مدارهایی همراستای مدار زمین به دور خورشید اما در بالای قطب شمال و یا پایین قطب جنوب است. این مدارها نیز همچون مدارهای زمین ثابت غیر کپلری، به دور مرکز جرم جسم مرکزی خود که در اینجا خورشید است نمی‌چرخند و در عوض با دریافت نیروی دائمی از بادبانهای خورشیدی تلاش خواهند کرد که برای همیشه تعادل خود را در لبه تیغ حفظ کنند. فوردارد این مدارها را مدارهای قطب نشین با مدارهای استاتیت (تلفیق دو کلمه استاتیک و ستلایت) قطبی نام‌گذاری کرده بود.

دسترسی عملی به این ایده 25 ساله باعث رونق صنعت ماهواره‌های مخابراتی خواهد شد. در صورت توفیق جهت ارسال ماهواره روی مدارهای قطب‌نشین ساکنان عرض‌های جغرافیایی شمالی و جنوبی با شرایط بهتری قادر به دریافت سیگنالهای مخابراتی خواهند شد. همچنین دانشمندان می‌توانند به آرزوی دیرینه خود جهت مراقبت 24 ساعته از دو قطب زمین برسند.

 منبع: دانش فضایی

زيباترين تصاوير دريافتي از تلسكوپ هابل

 


توده سحابي عقاب




حركت يك سياره به دور ستاره




توده سحابي پروانه‌اي شكل




نمايي از وجود گودال بر شيئي ميان زحل و اورانوس








عبور دو كهكشان از كنار يكديگر










نمايي از سياره مشتري










يك كهكشان













نمايي از سياره مريخ




پرتوهاي گازي در توده سحابي عقاب





منبع: رويترز

حیات چگونه و كجا روی زمین پدید آمد؟

در ۵۰ سال گذشته دانشمندان با یك یورش گازانبری به این پرسش كه حیات چگونه آغاز شده پرداخته اند. برخی با رویكرد رو به عقب به موضوع نزدیك می شوند و با بازگشت به گذشته از حیات امروزی شروع می كنند و به نیاكان ساده تر آن می رسند.

دیگران اما رو به جلو گام برمی دارند، از زمان شكل گیری زمین در ۵۵/۴ میلیارد سال پیش شروع می كنند و درباره اینكه چگونه ممكن است مواد شیمیایی بی جان به تركیبات زنده تبدیل شده باشند تحقیق می كنند. در رویكرد رو به عقب، دیرین شناسان سنگواره هایی از میكروب ها یافته اند كه تاریخ گذاری آنها دست كم به ۴/۳ میلیارد سال پیش بازمی گردد. حتی آنالیز شیمیایی صخره های قدیمی تر نشان می دهد كه ارگانیسم های فتوسنتزی به خوبی در ۷/۳ میلیارد سال پیش بر روی زمین پا گرفته بودند. پژوهشگران حدس می زنند ارگانیسم هایی كه این شواهد را از خود برجای گذاشته اند در ویژگی های بنیادی یكسانی كه در تمامی اشكال حیاتی كنونی پیدا شده سهیم بوده اند. تمامی ارگانیسم های آزادزی اطلاعات ژنتیكی را در DNA رمزگذاری می كنند و با مصرف پروتئین ها واكنش های شیمیایی را كاتالیز می كنند. از آنجایی كه DNA و پروتئین ها تا به این اندازه برای بقا به یكدیگر وابسته اند مشكل بتوان تصور كرد كه یكی از آنها مقدم بر دیگری به وجود آمده است و به همان اندازه غیرقابل پذیرش است كه هر دوی آنها به طور همزمان خارج از یك سوپ پیش زیستی پدیدار شده باشند.اكنون آزمایشات حاكی از آن هستند كه اشكال ابتدایی تر حیات می توانسته اند براساس مولكولی سه تایی كه در جانداران امروزی یافته شده پی ریزی شده باشند: مولكول RNA. زمانی تصور می شد كه RNA چیزی بیش از یك پیغام رسان سلولی نیست، اما در كمال شگفتی به یك باره RNA همه كاره ای از آب درآمد كه نه تنها اطلاعات ژنتیكی را كد می كند، بلكه مانند یك پروتئین نیز وارد عمل می شود. به عنوان مثال برخی از مولكول های RNA ژن ها را خاموش و روشن می كنند درحالی كه دیگران به پروتئین ها و سایر مولكول ها متصل می شوند. بررسی های آزمایشگاهی نشان می دهد كه RNA می توانسته از روی خود همانندسازی كند و سایر وظایفی را كه برای زنده نگه داشتن سلول لازم بوده به عهده گیرد. اكنون بسیاری از دانشمندان براین باورند كه حیات تنها پس از آنكه دنیای RNAای را پشت سر گذاشته سیمای آشناتری به خود گرفته است. پروتئین ها در نقش كاتالیزور هزاران بار از RNA كارآمدترند و از این رو پس از پیدایش می بایست توسط انتخاب طبیعی ترجیح داده شده باشند. به علاوه اطلاعات ژنتیكی از روی DNA با اشتباهات كمتری نسخه برداری می شوند تا از روی RNA.
سایر دانشمندان تلاش هایشان را بر روی اینكه چگونه تركیبات شیمیایی غیرزنده موجود در زمین «پیش زیستی» توانسته اند به جهان RNA ارتقا یابند، متمركز ساخته اند. در ۱۹۵۳ استانلی میلر و هارولد یوری كه در دانشگاه شیكاگو مشغول تحقیق بودند ثابت كردند كه بررسی های آزمایشگاهی می تواند پرتو نوری بر این پرسش بیفكند. آنها یك جریان الكتریكی را از درون مخلوطی از آمونیاك، متان و سایر گازهایی كه تصور می شد در هواسپهر زمین ابتدایی موجود بوده اند عبور دادند و دریافتند كه بدین ترتیب می توان اسیدهای آمینه و سایر بلوك های ساختاری مهم حیات را به وجود آورد. امروزه بسیاری از دانشمندان معتقدند كه هواسپهر ابتدایی از گازهای دیگری نظیر دی اكسید كربن انباشته شده بود. اما آزمایشاتی كه در سال های اخیر صورت گرفته نشان داده است كه تحت چنین شرایطی نیز بسیاری از بلوك های ساختاری حیات می توانسته شكل بگیرد به علاوه ستاره های دنباله دار و شهاب سنگ ها نیز احتمالاً تركیبات معدنی كه با خود به همراه داشته اند را از فضا به زمین آورده اند. اینكه دقیقاً در كجای زمین این بلوك های ساختاری به عنوان اشكال ابتدایی حیات گردهم آمده اند موضوعی است كه بر سر آن بحث و گفت و گو است. در ابتدای دهه ،۱۹۸۰ بسیاری از دانشمندان معتقد بودند كه حیات شروعش را در آب های جوشان غنی از مواد معدنی كه از منافذ گرمایی اعماق دریا به بیرون رانده می شدند از سر گذرانده است. گواه این شروع داغ و سوزان عبارت است از بررسی های انجام شده بر روی درخت حیات كه حاكی از آن است كه بیشتر گونه های ابتدایی، میكروب هایی كه تا به امروز زنده اند، در آب های داغ به سر می برند. اما فرضیه شروع داغ پس از چندی از تب و تاب افتاد و به سردی گرایید. پژوهش های جدید نشان داد این میكروب های گرمادوست، فسیل های زنده نیستند. آنها احتمالاً از گونه هایی كه مقاومت كمتری داشته اند، نسب گرفته اند و مكانیسم های دفاعی جدیدی را در برابر گرما تكامل بخشیده اند. اما برخی از شكاكان این فرضیه از خود می پرسند كه چگونه مولكول های ظریف RNA توانسته در آب های جوشان دوام آورد. اگرچه هیچ فرضیه محكم دیگری منافذ گرمایی را به عنوان مكان این شروع داغ رد نمی كند، اما حوضچه های كشندی یا اقیانوس های پوشیده از یخچال ها نیز پیشنهاد می شود. پروژه های تحقیقاتی كه اكنون به راه افتاده اند احتمالاً پرتو نور بیشتری را بر چگونگی آغاز حیات می افكنند. دانشمندان آزمایشات را در جهتی به پیش می برند كه در آن سلول هایی كه برپایه RNA استوار شده اند ممكن است بتوانند تولیدمثل كنند و تكامل یابند. سازمان ناسا و آژانس فضایی اروپا كاوشگرهایی را راه اندازی كرده اند كه در آینده به ستاره های دنباله دار سفر كرده و اختصاصاً تركیبات سازنده احتمالی را كه ممكن است بر روی زمین ابتدایی فرو باریده باشند، مورد بررسی قرار می دهند. اما هیجان انگیزتر از همه اینها احتمال یافتن نشانه هایی از حیات بر روی مریخ است. ماموریت های اخیر بر روی مریخ شواهد محكمی فراهم آورده است كه نشان می دهد زمانی بر روی سیاره سرخ دریاهای كم عمقی از آب مایع وجود داشته اند و این یعنی آنكه مریخ احتمالاً زمانی مكان مناسبی برای شكل گیری حیات بوده است. ماموریت آتی در مریخ در جست و جوی یافتن نشانه های حیات در پناهگاه های زیرزمینی یا سنگواره های موجودات منقرض شده خواهند بود. اگر در مریخ حیات پیدا شود این كشف می تواند به این معنی باشد كه حیات به طور جداگانه بر روی هر دو سیاره به وجود آمد. شاید هم بتوان گفت كه حیات در كل كائنات متداول است یا اینكه ابتدا بر روی یك سیاره به وجود آمده و به سایر سیارات انتشار یافته است. شاید هم میكروب های مریخی در چهار میلیارد سال پیش توسط یك شهاب سنگ به زمین حمل شده اند و سیاره نابارور ما را آبستن حیات ساخته باشند.

شکل گیری سیاراتی بدور دیگر ستارگان

تلسکوپهای بسیار بزرگ VLT چشمان تیزبین منجمین به سوی آسمان است. این تلسکوپها با همکاری همزمان می توانند تصاویری بی نظیر از اعماق عالم تهیه کنند.
قرص غبار پیش سیارهبا نگاه VLT به پیدایش ابرهای پیش سیاره ای، اخترشناسان توانسته اند به بررسی قرص های پیش سیاره ای در اطراف ستاره های جوان خورشید مانند با دقتی کم نظیر بپردازند. در این بررسیها حرکت ها و توزیع گاز در نواحی داخلی قرص های غبار با دقت، مورد بررسی قرار گرفته و نتایج آن ممکن است به طور غیر مستقیم شرایط شکل گیری سیارات غول پیکر را بیش از پیش آشکار کند. این بار ابزارهای دقیق VLT رصدخانه جنوبی اروپا این بررسیها را به پیش می برد.
 

اهمیت سیارات فرا خورشیدی

سیارات می توانند میزبان گونه های مختلفی از حیات باشند و به همین دلیل بررسی سیارات فراخورشیدی محبوبیتی بسیار بالا میان اخترشناسان دارند. تا کنون بیش از ۳۰۰ سیاره فرا خورشیدی یافت شده است که به دور سیاراتی به جز خورشید در حال چرخشند، اما هر یک از این دنیاهای تازه کشف شده ویژگیهای منحصر به فردی برای خود دارند. ولی اخترشناسان تمرکز خود را تنها بر بررسی این سیارات تحول یافته متمرکز نکرده اند بلکه توجه عمیقی را به قرص های غبار اطراف سیاره های جوان معطوف کرده اند. جایی که هم اکنون منظومه های سیاره ای در حال شکل گیری هستند و با این کار گویی چهار و نیم میلیارد سال به گذشته سفر کرده و شرایط شکل گیری منظومه خودمان را هم – که در شرایط احتمالا مشابهی شکل گرفته است – بررسی می کنند.
سیاره ی فراخورشیدیدر بررسی جدیدی که صورت گرفته است، محققان قرص های غباری را که در اطراف ۳ سیاه جوان خورشید مانند در حال شکل دادن به منظومه های سیاره ای جدید هستند را مورد کاوش قرار داده اند. این ستاره ها تنها چند میلیون سال سن دارند.
 نتایج به دست آمده جدید نه تنها دانسته های پیشین ما در باره وضعیت غبار را تایید می کنند که نحوه توزیع غبار در این ابر و منشا آن را نیز مورد بررسی قرار می دهد. بر این اساس در نواحی که پیشتر گمان می رفت از غبار خالی شده و شکافهایی را در این ابرهای گازی ایحاد کرده باشد، مولکولهای گازی هنوز به وفور یافت می شوند. بنابر این، این احتمال مطرح می شود که سیارات با جذب غبار،  در حال شکل دادن به جنین های سیاره ای هستند و یا سیاراتی شکل گرفته و در مرحله جذب مولکولهای گازی قرص اولیه هستند.
سیارات می توانند میزبان گونه های مختلفی از حیات باشند و به همین دلیل بررسی سیارات فراخورشیدی محبوبیتی بسیار بالا میان اخترشناسان دارند.
بر اساس این بررسیها در یکی از این منظومه ها که در اطرااف ستاره SR 21  شکل گرفته است، سیاره ای غولپیکر در فاصله ۵/۳ برابری فاصله زمین تا خورشید در حال شکل گیری است. در حالیکه در ستاره دوم یا HD 135344B سیاره احتمالی در مداری با فاصله ۱۰ تا ۲۰ واحد نجومی از ستاره مادر به وجود خواهد آمد، اما وضعیت در  ستاره سوم یا TW شجاع، به گونه ی است که احتمالا ۲ سیاره را شکل خواهد داد.
vltنکته مهم در این رصد ها که به واسطه ابزار CRIRES تلسکوپ خیلی بزرگ (VLT) رصدخانه جنوبی اروپا انجام شده است، این است که شرایط شکل گیری قرص های پیش سیاره ای در هر یک از این ۳ ستاره خورشید مانند جوان بسیار متفاوت از یکدیگر است و احتمالا منجر به شکل گیری منظومه های متفاوتی خواهد شد.
این بررسی در کنار تکنیک های جدید تصویر برداری این امید را فراهم آورده است تا اخترشناسان بتوانند، قرص های پیش سیاره ای که ممکن است سیارات زمین مانندی را تولید کنند را در فاصله های اندکی از ستاره مادر خویش بیابند.
توده ی قرص غبار که سیاره ها از آن شکل می گیرندقابل ذکر است که دانش کلاسیک ما از شکل گیری منظومه شمسی و سیارات آن پس از دست آوردهای اخیر و کشف سیارات فراخورشیدی با چالش های جدی مواجه شده است و به نظر می رسد رصدهای جدید بتوانند داده ای لازم برای ارایه تئوری جدیدی در رابطه با شکل گیری منظومه های سیاره ای در اختیار دانشمندان قرار دهد.

قرآن و زندگی در کرات دیگر!

در آیه 29 سوره شوری آمده است: " وَ مِنْ ءَايَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَابَّةٍ وَ هُوَ عَلىَ‏ جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَاءُ قَدِير؛ از نشانه های خدا آفرینش آسمانها و زمین و جنبندگانی است که در آن پراکنده ساخته و او توانایی دارد هر گاه بخواهد همه را جمع کند ".

آیا حیات و زندگی مخصوص کره زمین است و کرات دیگر مطلقا مسکونی نیست؟ دانشمندان پیشین همواره این مساله را با تردید یا نظری منفی دنبال می کردند ولی تحقیقات اخیر دانشمندان به ما می گوید حیات و زندگی مخصوص کره زمین نیست.
در کتاب «حیات در جهان» از انتشارات مجله «لایف» چنین می خوانیم: «بطوری که دانشمندان حساب کرده اند تنها در کهکشان ما ممکن است میلیونها ستاره وجود داشته باشد که سیارات تابع آنها مسکونی باشند».

بعضی قدم را از این فراتر نهاده و عقیده دارند در بعضی ازکرات آسمانی موجودات زنده بسیار پیشرفته تر از انسان وجود دارند و پیامهای رادیویی که از فضا پخش می کنند و ما هرگز قادر به مثل آن نیستیم برای گیرنده های ما کاملا قابل درک است هرچند زبان آنرا نمی دانیم و نمی فهمیم.
به هر حال آیه فوق که با صراحت می گوید: خداوند موجودات زنده ای را در زمین و آسمانها منتشر ساخته است به خوبی از زندگی موجودات دیگر خبر می دهد و این که تصور کنیم منظور از موجودات زنده آسمانها فرشتگان است کاملا اشتباه می باشد چرا که واژه «دابة» (جنبنده) تنها به معنی موجودات جسمانی است و بر فرشتگان اطلاق نمی شود و لذا قرآن مجید آنجا که می خواهد از فرشتگان نام ببرد بعد از ذکر «دابة» جداگانه از ملائکه سخن می گوید چنانکه در آیه 49 سوره نحل می خوانیم: " وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ مَا فىِ الْأَرْضِ مِن دَابَّةٍ وَ الْمَلَئكَةُ وَ هُمْ لَا يَسْتَكْبرُِون؛‏ و برای خدا سجده می کند آنچه در آسمانها و آنچه در زمین از جنبندگان و فرشتگان است و هرگز تکبر نمی کنند ".

به طوری که می بینیم «ملائکه» در مقابل «دابة» قرار گرفته و دلیل بر این است که «دابة» در آیه مورد بحث فرشتگان را شامل نمی شود.
جالب اینکه «فخررازی» در تفسیر آیه مورد بحث می گوید بعید نیست گفته شود که خداوند در آسمانها انواعی از موجودات زنده آفریده است که راه می روند همانند انسانها بر روی زمین.

در حدیث جالب از امیر مومنان علی (ع) می خوانیم: هذه النجوم التی فی السماء مدائن مثل المدائن التی فی الارض مربوطة کل مدینة الی عمود من نور: این ستارگانی که در آسمان است شهرهائی است همچون شهرهای زمین، و هر شهری باشهر دیگر (هر ستاره ای با ستاره دیگر) با ستونی از نور مرتبط است.

پیداست این معلومات، از همان منبعی می جوشد که قرآن مجید جوشیده است و گرنه در آن عصر و زمان، هیچ کس آگاهی بر این مسائل نداشت

Volcanoes in Lacus Mortis

LRO image from August 10, 2010> View larger image
Most of the craters on the Moon formed through impact processes. However, some craters, like the one visible in this portion of LROC NAC frame M131488521R, may be a volcano summit pit crater. Crater diameter is ~400 m, the image width is 923 m, and illumination is from the right. Credit: NASA/GSFC/Arizona State University

When most people think about volcanism on the Moon, they usually consider the vast mare basalts located primarily on the lunar near side. However, there are many different volcanic features on the Moon. Sinuous rilles, mare domes, non-mare domes, and pyroclastic deposits are several volcanic features that the LROC NAC studies at 0.50 m/pixel. The opening image in today's Featured Image is an exciting view of what may be the pit crater at the summit of a small volcano. These features which may be similar to terrestrial cinder or scoria cones. In contrast to lunar volcanoes, such as mare domes, this pair of volcanoes is much smaller - they are only ~1.5 km across the widest portion of their bases (very small by lunar standards).

LRO image from August 10, 2010> View larger image
Portion of LROC WAC M11616690M, centered on the highlands-Lacus Mortis mare contact. The arrow points to two probable volcanic features, each of which are ~1.5 km across at their widest point. Northward of these features is a linear rille that can be traced into the highlands, where it appears to transform into a ridge. Credit: NASA/GSFC/Arizona State University

Investigators during the Apollo years suggested that volcanic features like domes could be present in this region; with the tremendous capability of the LROC instruments, we can now take a closer look and begin to ascertain if this is indeed the case. Located at the highlands-mare boundary, these two features appear to be volcanic in origin and also isolated from other volcanic features (besides the mare) - other regions with prominent volcanoes exhibit several domes within close proximity to one another. So, why are there only two features here, which we interpret to be volcanic in origin? We can't really answer that question with just a single LROC NAC image pair and an LROC WAC monochrome context image of the immediate area. Instead, we need an LROC WAC mosaic that provides a regional view of Lacus Mortis so that any other volcanic or dome-like features can be observed. Additionally, when the LROC team discovers new features we can target a stereo observation and make detailed topographic maps to help scientists better understand a features origin. Once a detailed study of the presence, locations, sizes, and forms of any other similar volcanic features are identified in Lacus Mortis, we can begin to assess these geologic features and hypothesize to their origins. For example, in the immediate vicinity shown in the LROC WAC monochrome context image, there is a linear rille (or graben) cutting through the mare, transitioning into a ridge in the highlands. Maybe this tectonic feature has something to do with the volcanic feature? From the LROC WAC frame we cannot distinguish relative ages between the volcanic features and rille, so determining the relationship between these features (if any) remains a mystery (at this time).

Before the Smashup

 

جمعه شب،سه ماه در آسمان؟

جمعه شب،سه ماه در آسمان؟

جمعه شب، سه ماه در آسمان؟

آی مردم چه نشسته اید که قرار است جمعه شب، پنجم شهریور ماه، سیاره مریخ به حدی به زمین نزدیک شود که در آسمان هم اندازه ماه دیده شود. در واقع آن شب ما دو ماه در آسمان خواهیم داشت. پدیده ای که تا هزاران سال دیگر هیچ موجود زنده ای آن را نخواهد دید. اگر می خواهید این رویداد استثنایی را از دست ندهید، 5 شهریور به آسمان نگاه کنید و از دیدن دو ماه لذت ببرید!

ما که گیج شدیم، جریان چیست؟!

ماجرا بر می گردد به نوشته ای که چند وقتی است ایمیل به ایمیل به تمام نقاط کره زمین و به زبان های مختلف فرستاده می شود. در این ایمیل که متن آن را در زیر مشاهده می کنید گفته شده است در روز 27 آگوست (مطابق با 5 شهریور) سیاره مریخ به اندازه ماه در آسمان رویت خواهد شد.

در این نوشته قصد داریم این ادعا را که بسیاری آن را باور کرده اند مورد بررسی قرار دهیم.

متن ایمیل فرستاده شده:

این روز را بخاطر بسپارید! 

دو کره ماه در تاریخ  5 شهریور 1389

  روز 5 شهریور  تمام دنیا در انتظار .......

کره مریخ  به بالاترین درجه درخشش در آسمان شب در 5 شهریور خواهد رسید

و به اندازه کره ماه تمام بزرگ با چشم غیر مسلح  به نظر خواهد رسید

این وقتی است که در روز 5 شهریور کره مریخ  به فاصله  34.6 مایلی خود به زمین میرسد.

حتما در راس ساعت 12:30  بعد از ظهر ( نیمه شب) آسمان را تماشا کنید .

به نظر خواهد رسید که آسمان  دو ماه دارد !!!

این امر 1200 سال دیگر دوباره اتفاق خواهد افتاد

این لحظه  را با دوستان خود شریک شوید  زیرا هیچکس زنده ای دوباره این اتفاق را نخواهد دید.

آشنایی با یک اصطلاح نجومی

برای این که صحت این مطلب را بررسی کنیم ابتدا باید با اصطلاحی به نام «مقابله» در علم نجوم آشنا شویم. هنگامی که در آسمان زمین، یک سیاره و خورشید درست در مقابل هم قرار بگیرند یعنی یکی در یک سو و دیگری در سوی دیگر، گفته می شود که سیاره در حالت مقابله است. به عبارت علمی تر، مقابله زمانی روی می‌دهد که دو سیاره در یک طرف خورشید به گونه‌ای قرار داشته باشند که مراکز جرم دو سیاره و خورشید روی یک خط قرار گیرد.

نمایی از مقابله یک سیاره با زمین

در چنین حالتی سیاره خارجی (سیاره دورتر نسبت به خورشید) از دید ناظر ایستاده بر سیاره داخلی (سیاره نزدیک‌تر نسبت به خورشید یا همان زمین)، شب هنگام همزمان با غروب خورشید طلوع کرده و به شکل قرص کاملی دیده می‌شود.

با توجه به مطلبی که در بالا عنوان شد زمانی که یک سیاره در مقابله با زمین قرار دارد:

1. در تمام طول شب قابل رصد است.

2. در نزدیک‌ترین فاصله با زمین قرار دارد و بنابراین اندکی بزرگ‌تر و درخشان‌تر به نظر می‌آید.

3. قرص کامل آن رؤیت می‌شود.

مقابله مریخ

مریخ مانند زمین در مداری بیضی شکل به دور خورشید حرکت می‌کند. حدود 689 روز زمینی طول می‌کشد تا مریخ یک بار به دور خورشید بچرخد که تقریبا" دو برابر مدت گردش انتقالی زمین (یک سال) است.

با توجه به مدت زمان سال مریخی (689 روز) و سال زمینی (365 روز) مشخص می شود که فاصله زمانی هر تقابل حدود دو سال و دو ماه است. اما با عنایت به بیضی بودن مدار هر دو سیاره می‌توان انتظار داشت که فاصله بین زمین و مریخ در هر مقابله متفاوت باشد. کمترین فاصله، زمانی رخ می‌دهد که زمین در اوج و مریخ در حضیض مدار خود باشد. در این حالت زمین و مریخ تا 56 میلیون کیلومتر به هم نزدیک خواهند شد.

کمترین فاصله بین زمین و مریخ در مقابله‌هایی رخ می‌دهد که در دوره‌های 15 تا 17ساله تکرار می‌شوند. اما آنچه حائز اهمیت است توجه به این نکته می‌باشد که فاصله دو سیاره در مقابله‌های نزدیک الزاما یکی نیست و به همین دلیل  نزدیک‌ترین مقابله‌ها در فواصل زمانی بسیار طولانی رخ می‌دهند.

بازگشت به گذشته

درست 7 سال پیش در 27 آگوست سال 2003 میلادی مریخ به نزدیکترین فاصله اش با زمین می رسید. در شب 5 شهریور آن سال مریخ در نزدیک ترین فاصله خود در یک بازه زمانی چند هزار ساله نسبت به زمین قرار داشت و تنها 55.7 میلیون کیلومتر با زمین فاصله می گرفت. در آن زمان خبر‌های زیادی منتشر شد مبنی بر این كه مریخ به كمترین فاصله (و بالطبع بزرگ‌ترین اندازه) در طول تاریخ رسیده است. همین مورد باعث شد تا همگان فکر کنند که قرار است چه پدیده ای خارق العاده ای در آسمان اتفاق بیافتد. اتفاقی که اگر قرار بود تفاوتش را به اشخاص عادی در دو شب متوالی نشان دهیم، شاید آنقدرها هم متوجه امر نمی‌شدند: مریخ نسبت به گذشته قدری پرنورتر شده بود.

این تصویر آخرین شش باری را که مریخ در وضعیت مقابله با زمین بوده است را نشان می‌دهد. انتظار می‌رود در مقابله‌های بعدی فاصله زمین و مریخ همچنان افزایش پیدا کند.تصاویر مریخ در هر مقابله توسط تلسکوپ فضایی هابل برداشته شده است.

در این بین برخی دست به شایع پراکنی زدند و در اطلاع رسانی این خبر شیطنت به خرج دادند. از همان زمان بود که شایعه‌ پدیدار شدن دو ماه در آسمان دهان به دهان گشت و متاسفانه "شب 27 آگوست را از دست ندهید، مریخ به اندازه ماه بزرگ دیده می‌شود" تبدیل به تیتر یک بعضی از خبرگزاری ها شد. دیری نپایید که این خبر گریبان کاربران دنیای اینترنت را گرفت و همه با ارسال نامه های الکترونیکی سعی در باخبر کردن یکدیگر  نسبت به این رخداد به ظاهر باورنکردنی داشتند.

 همان سال در ایران هم برنامه های بسیاری برای آشنا ساختن مردم با این پدیده برگزار شد. سیاوش صفاریان پور (مجری برنامه آسمان شب) برنامه ای با کارشناسی بابک امین تفرشی و پوریا ناظمی (دو تن از منجمان آماتور شناخته شده) روی آنتن برد. در رصدخانه آموزشی زعفرانیه تهران هم بیش از 3000 نفر به تناوب گردهم آمدند تا مریخ را در كمترین فاصله‌اش از زمین رصد كنند. ترافیک اطراف رصدخانه به قدری بود که رادیو پیام اعلام کرد تمام خیابان های اطراف سرلشکر فلاحی بسته شده اند و چند هزار نفری به دیدار مریخ سرخ فام آمده اند.

و شد آنچه نباید می شد

بدین ترتیب از سال 2003 تا به امروز عده ای گمان می کنند هر سال وقتی 5 شهریور ماه فرا می رسد مریخ به حدی به زمین نزدیک می شود که هم اندازه ماه دیده خواهد شد. البته عده ای نیر معتقدند در آن ایمیل معروف سال 2003 یک خط توضیح اضافه وجود داشته است که حذف آن ریشه همه این داستان ها در سال های بعد شد. آن جمله این بود که «اگر تلسکوپ مناسبی در اختیار داشته باشید و با بزرگنمایی مناسب به مریخ نگاه کنید قطر ظاهری مریخ در تصویر بزرگ شده به اندازه ماه خواهد بود.» این جمله را افرادی که کلید فوروارد را فشار می دادند بدین ترتیب ساده کردند که در آن شب ماه به اندازه مریخ در آسمان دیده می شود! و این گونه بود که کابوس 5 شهریور را آغاز کردند.

جالب است بدانید که پس از سال 2003، مریخ تا سال‌های سال به این مقدار نزدیكی نخواهد رسید. شاید بتوان سال 2050 (یعنی درست 40 سال بعد) را با ‌آن مقایسه كرد. در آن هنگام فاصله زمین تا مریخ به حدود 9‌/‌55 میلیون كیلومتر خواهد رسید. در دیگر مقابله‌ها، فاصله مریخ و زمین خیلی بیشتر از 55 میلیون كیلومتر خواهد بود.

فرض کنید وقتی از پنجره آسمان را نظاره می کردید به جای ماه، مریخ را می دیدید
اگر می شد، چی می شد؟

دکتر نوروزی، یکی از فعالان عرصه نجوم آماتوری کشور، در مطلبی که پیرامون این موضوع نوشته است آورده است: «بیایید فرض كنیم واقعا روزی می‌آمد كه مریخ را هم اندازه ماه در آسمان می دیدیم ، آن‌وقت چه می‌شد؟ برای این كه مریخ هم اندازه ماه در آسمان دیده شود باید فاصله‌اش تا زمین به 000‌/‌600 كیلومتر برسد. آن‌وقت با توجه به جرم مریخ و فاصله‌اش، اولین و قطعی‌ترین اثری كه بر زمین و زمینیان خواهد گذاشت جذر و مدهای شدید روی زمین خواهد بود.

اگر چنین شود، بسیاری از مناطق ساحلی زمین در اثر چنین جزر و مدهای هولناكی خالی از سكنه خواهد شد (حواشی خلیج‌فارس تا ده‌ها كیلومتر از این پدیده متاثر خواهدشد). از سوی دیگر به‌هم‌ریختگی مداری منظومه شمسی آنچنان شدید خواهد شد كه مثلا ایستگاه‌های فضایی و ماهواره‌های جی‌پی‌اس و مخابراتی دیگر در مدار زمین باقی نخواهند ماند و... شك نكنید كه زندگی روی زمین با خطر نابودی مواجه می‌شود... مریخ دور است و چه خوب كه اینقدر دور است».

یک نکته جالب

بیایید با هم سری به آسمان جمعه شب بزنیم و وضعیت چند سیاره و ماه را بررسی کنیم.

5 شهریور امسال همزمان با 16 ماه مبارک رمضان است. پس اندکی از ماه شب 14 (ماه کامل) گذشته است و ماه تقریبا در طول شب حضور دارد. ( ماه در حدود ساعت 20:36 از سمت شرق طلوع می کند.) تا اینجا مطمئن هستیم که 5 شهریور یک ماه در آسمان وجود دارد! بر اساس این شایعه باید به دنبال ماه دوم که همان سیاره مریخ است بگردیم. اما متاسفانه مریخ در حدود ساعت 21:30 در سمت غرب غروب خواهد کرد. یعنی در ساعت 00:30 بامداد شنبه که این ایمیل وعده داده است اصلا مریخی در آسمان حضور ندارد که بخواهد به اندازه ماه باشد!

وضعیت مشتری و ماه در ساعت 11 جمعه شب

اگر جمعه شب به ماه نگاه کنید جرم پر نوری را در اطراف آن خواهید دید که توجه شما را به خود جلب می کند. آن جرم نورانی سیاره مشتری است که در فاصله تقریبی 606 میلیون کیلومتری از ما قرار دارد. امیدوارم همه از دیدن این سیاره زیبا در کنار ماه لذت ببرند و حداقل به سراغ شایعه سازی برای مشتری نروند. شایعه ای که شاید این گونه باشد: 5 شهریور سه ماه در آسمان!

آیات نجومی

فـاصـلـه سـتـارگان

«به فواصل ستارگان سوگند ياد می کنم ــ سوگندی که وقتی فواصل را دانستيد سوگند بسيار بسيار بزرگی خواهد بود ــ که اين قرآن قرآنِ پرباری است».

(اگر «لا» بر سر فعل اُقـسِمُ برای نفی باشد شايد به اين خاطر باشد کـه ستارگان در آن جائی که ما آنها را می بينيم نيستند بلکه بر اثر کج شدن مسير نور تحت تأثير نيروی جاذبه، ما آنها را در جای ديگری می بينيم. و هـمينطور به اين خاطر که برخی از ستارگانی که آنها را می بينيم فعلاً وجود ندارند بلکه هزاران و ميليونها سال پيش مرده اند و ما فقط نور آنـهـا را می بينيم. ولی «لا» ظاهـرا حرف تأکيد است).

نکات آيات: 1ــ فواصل ميان ستارگان سرسام آور است. 2ــ روزی انسان فواصل ستارگان را اندازه خواهد گرفت و آنها را  خواهد دانست. 3ــ قرآن کتاب پرباری است.

1ــ فواصل ميان ستارگان سرسام آور است:

در زمان محمد انسان می دانسته که ستارگان خيلی از ما دور هستند. ولی اينکه فـاصله آنها بسيار بسيار زياد است (يعنی سرسام آور است) طبعاً کسی چيزی نمی دانسته است. (بسيار بسيار بزرگ بودن سوگند در آيه، بمعنی: بسيار بسيار دور بودن ستاره ها است).

ـــــ  فاصله خورشـيد تا نزديکترين ستاره تقـريباً 4 سال و 4 ماه نوری است. يعنی نور که 300000 کيلو متر در ثانيه ميرود، 4 سال و4 ماه طول ميکشد تا به آن ستاره برسد.

ـــــ سيروس کـه يکـی از نزديکترين ستاره ها به خورشيد است 8،7 سال نوری دور است. نوری که ما از آن می بينيم تقريباً 9 سال پيش آن ستاره را ترک کرده است.

مواقع نجوم بمعنی فاصله ستاره ها نسبت به همدیگر نیز هست. چنانکه در تصویر میبینیم ما آنها را نزدیک بهم می بینیم، در حالیکه اینطور نیستند. بلکه فاصله های سرسام آوری از هم دارند.

2ــ روزی انسان فواصل ستارگان را اندازه خواهد گرفت و آنها را  خواهد دانست:

فعلاً انسان  فواصل ستارگان را اندازه گيری می کند و آنها را می داند.

3ــ قرآن کتاب پرباری است:

تا اينجا بخشی از پرباری آنرا ديديم و در ادامه بيشتر خواهيم ديد.

 

شليک شدن يا شليک کردن ستاره

 

« وآسمان نزديک (نزديکترين آسمان) را با ستارگان آراسته نموديم و همينطور آنها را شليکی به شيطانها قرار داديم».

نکات آيه:

1ـــ آسمانی که می بينيم آسمان نزديک به ما است:

در عـلـم نـجـوم زمان محمد سـتـارگـانی کـه بـا چـشـم ديـده می شدند نهايت مرز هستی بودند. در حاليکه قرآن ستارگانی که می بينيم را در آسمان نزديک به ما قرار می دهد. و اين به معنی است که هـسـتی خـيلی فـراتـر از آنچه کـه ما آنـرا با چشم می بينيم هست. و اين نيز چيزی است که امروزه در عصر تـلـسکـوپ درستی آن به اثبات رسيده است.

2ـــ ستارگان به شيطانها شليک می شوند:

در رابـطـه با شيطانهای مورد نظر آيه ما فعلاً چيزی نمی دانيم ولی در رابطه با اينکه آيـه می گويد: ستارگان  شليک می شوند" درست است. انسان فعلاً با تلسکوپ عکسهائی از ستارگان گرفـته که: منفجر و شليک می شوند، يا در بخشی از آنها انفجاری رخ می دهد و توده های گاز و مواد مذاب ديگر از آنها شليک می شوند.

سال 1987 ستاره شناسان انفجار يک ستاره در يکی از کهکشانها را مشاهده کردند (تصوير). اين ستاره  170000سال پيش منفجر شده. تصويری که می بينيم نيز مربوط به وضعيت آن در چند سال پس از انفجار آن است.

 

سقوط ستاره در چاله

 

« سوگند به ستاره وقتيکه از بالا به گودال فرو می افتد (يا فرو می ريزد)». 

«هَوی» فعل گذشته از مصدر هُوِیّ است. «هُویّ»: بمعنی: فرو افتادن يا فرو ريختن از بالای زمين يا از روی زمين به درون زمين است. يعنی افتادن به درون گودال و چاله و چاه و غيره. («خُرُور» بمعنی: فرو افتادن با سر يا پيشانی است ـ «حَطّ» بمعنی: فرود آمدن يا فرود آوردن يا فرو نهادن است (مانند فرود آمدن هواپيما و پرنده) ـ «هُبُوط» بمعنی: دچار اشکال و ايراد شدن و از بالا به زمين فرو افتادن يا سرنگون شدن است. برخی اشتباهاً از اين واژه برای فرود آمدن هواپيما استفاده می کنند. برای بيان فرود آمدن هواپيما ميايست از جمله از واژه حَطّ استفاده شود) ـ « سقوط» بمعنی: فرو افتادن چيز بدرد نخور يا چيزِ بحال خود رها و ول  می شود است. مانند: سرنگون شدن يک رژيم بدرد نخور يا ميوه خراب شده ـ نزول بمعنی: پائين آمدن است ـ و اِنهيار بمعنی: فرو ريختن ناشی از پوکی است).

نکته آيه "فرو افتادن يا فرو ريختن ستاره در چاله" است:

وقـتی ستاره ای خيلی بزرگ باشد، (بيش از 100000 برابر زمين باشد) نيروی جاذبه و فـشار در ستاره نوترونی آنقـدر زياد می شود که نـوترونها تحت فـشـار خرد می شوند و ماده در هم می شود و به چاله تبديل می شوند. (نوترون ذره بدون بار الکتريکی است که جرم آن تقريباً مساوی پروتون است و در کليه هـسته های اتمی بجز هسته هيدروژن وجود دارد).

چاله ها چنان نيروی جاذبه قـوی دارند که حتی نور نـيـز نمی تواند آنهـا را ترک کند. به اين خاطر ديده نمی شوند و چاله سـياه ناميده شده اند، (آدم می تواند آنها را هنگامی که گاز مارپيچ (به شکل تصوير) به درون آنها سقوط می کند آنها را ببيند. چون گاز هنگامی که داغ می شود تشعشعات پردرخشش زيادی از خود ايجاد می کند). اين چاله ها ستارگان اطراف را به طرف خود می مکند یا می بلعند و در خود فـرو می برند. و به اين شکل به تعبير قـرآن ستاره در چاله سقوط می کند.

(علت اينکه قرآن «مکيده شدن یا بلعیده شدن ستاره توسـط چاله سـياه» را «فرو افتادن ستاره در گودال» تعبير کرده اين است که سمت فرو افتادن (يعنی سمت پائين) سمت کشش نيروی جاذبه است، و سمتی که ستاره توسط نيرویِ جاذبه چاله سياه کشيده می شود نيز همان سمت پائين می شود. به اين دليل «مکيده شدن ستاره» توسط چاله سياه را «فرو افتادن يا فرو ريختن ستاره  در چاله» ناميده است).

 

مخفی های پاک کننده فضا

«سوگند یاد می کنم به آنکه در هم شکسته و پنهان می شود ـــ آنکه سطح را پاک میکند».

«خُنُوس» بمعنی: پنهان شدن (ناپديد شدن) ناشی از خواری يا شکست يا در هم شکستن يا احساس کوچکی در برابر کسی است. («اِختفاء» بمعنی: پنهان شدن بمعنی ناشناخته بودن جای چيزی است ـ «غَيب» بمعنی: پنهان شدن از دسترس ديدِ چشم ـ «غُرُوب» بمعنی: پنهان شدن از ديد در دوردست است ـ « تواری (توارا)» بمعنی: پنهان شدن ناشی از شرم نمودن است ـ و «اُفُول» بمعنی: آغاز به پنهان شدن نمودن است).

«کَنس»: بمعنی رُفتن و جارو نمودن است، و کُنَّس بمعنی چيزی است زياد می روبد و جارو می کند.

 

«خُنّس» چيزی است که درهم شکسته و پنهان می شود. و آنچه در هم شکسته و پنهان می شود و پيرامون خود را جارو میکند (می مکد) ستاره هائی هستند که در هم شکسته ميشوند و به سياه چاله تبديل می شوند و پيش از اين نيز به آنها پرداختيم. این چاله ها با بلعیدن یا مکیدن هر آنچه از نزدیکیهای آنها رد بشود (چنانکه در آيه مطرح شده) با جارو نمودن آنها، سطح فضا را پاک می کنند.

(در زبان علمی هم پاک کننده نامیده میشوند.  Super giant vacuum cleanes )

 

ستارگان نیز تابع قانون هستند

«همینطور ستارگان نیز به فرمان او تابع قوانین هستند».

در زمان پيامبر کسی نمی دانست که ستارگان نیز تابع قوانین طبیعت هستند. ستارگان نیز مدار دارند، نیروی جاذبه دارند، متولد می شوند و می میرند. و این از علوم عصر ما است.

 

صدای تک تک ستاره

« سوگند به فضا و به آنچه تک تک می کند ـــ چه می دانی آنچه تک تک می کند چیست؟ ــــ آن ستاره پر درخشش است».

انسان به کمک رادیو تلسکوپ می تواند صدای منقطع: بیب.. بیب.. و تک.. تک.. بشوند که صدای امواج آمده از ستارگان هستند. صدای تک.. تک.. مربوط به ستاره های پر درخشش یا در مرحله پر درخشش است یعنی همان چیزی که قرآن گفته است.

2012: Beginning of the End or Why the World Won't End?

Scenes from the upcoming film 2012. Courtesy Columbia Pictures. Scenes from the motion picture "2012." Courtesy Columbia Pictures. Remember the Y2K scare? It came and went without much of a whimper because of adequate planning and analysis of the situation. Impressive movie special effects aside, Dec. 21, 2012, won't be the end of the world as we know. It will, however, be another winter solstice.

Much like Y2K, 2012 has been analyzed and the science of the end of the Earth thoroughly studied. Contrary to some of the common beliefs out there, the science behind the end of the world quickly unravels when pinned down to the 2012 timeline. Below, NASA Scientists answer several questions that we're frequently asked regarding 2012.

Question (Q): Are there any threats to the Earth in 2012? Many Internet websites say the world will end in December 2012.
Answer (A): Nothing bad will happen to the Earth in 2012. Our planet has been getting along just fine for more than 4 billion years, and credible scientists worldwide know of no threat associated with 2012.

Q: What is the origin of the prediction that the world will end in 2012?
A: The story started with claims that Nibiru, a supposed planet discovered by the Sumerians, is headed toward Earth. This catastrophe was initially predicted for May 2003, but when nothing happened the doomsday date was moved forward to December 2012. Then these two fables were linked to the end of one of the cycles in the ancient Mayan calendar at the winter solstice in 2012 -- hence the predicted doomsday date of December 21, 2012.

Q: Does the Mayan calendar end in December 2012?
A: Just as the calendar you have on your kitchen wall does not cease to exist after December 31, the Mayan calendar does not cease to exist on December 21, 2012. This date is the end of the Mayan long-count period but then -- just as your calendar begins again on January 1 -- another long-count period begins for the Mayan calendar.

Q: Could a phenomena occur where planets align in a way that impacts Earth?
A: There are no planetary alignments in the next few decades, Earth will not cross the galactic plane in 2012, and even if these alignments were to occur, their effects on the Earth would be negligible. Each December the Earth and sun align with the approximate center of the Milky Way Galaxy but that is an annual event of no consequence.

"There apparently is a great deal of interest in celestial bodies, and their locations and trajectories at the end of the calendar year 2012. Now, I for one love a good book or movie as much as the next guy. But the stuff flying around through cyberspace, TV and the movies is not based on science. There is even a fake NASA news release out there..."
- Don Yeomans, NASA senior research scientist
Q: Is there a planet or brown dwarf called Nibiru or Planet X or Eris that is approaching the Earth and threatening our planet with widespread destruction?
A: Nibiru and other stories about wayward planets are an Internet hoax. There is no factual basis for these claims. If Nibiru or Planet X were real and headed for an encounter with the Earth in 2012, astronomers would have been tracking it for at least the past decade, and it would be visible by now to the naked eye. Obviously, it does not exist. Eris is real, but it is a dwarf planet similar to Pluto that will remain in the outer solar system; the closest it can come to Earth is about 4 billion miles.

Q: What is the polar shift theory? Is it true that the earth’s crust does a 180-degree rotation around the core in a matter of days if not hours?
A: A reversal in the rotation of Earth is impossible. There are slow movements of the continents (for example Antarctica was near the equator hundreds of millions of years ago), but that is irrelevant to claims of reversal of the rotational poles. However, many of the disaster websites pull a bait-and-shift to fool people. They claim a relationship between the rotation and the magnetic polarity of Earth, which does change irregularly, with a magnetic reversal taking place every 400,000 years on average. As far as we know, such a magnetic reversal doesn’t cause any harm to life on Earth. A magnetic reversal is very unlikely to happen in the next few millennia, anyway.

The Blue Marble: Next GenerationEarth, as seen in the Blue Marble: Next Generation collection of images, showing the color of the planet's surface in high resolution. This image shows South America from September 2004. Q: Is the Earth in danger of being hit by a meteor in 2012?
A: The Earth has always been subject to impacts by comets and asteroids, although big hits are very rare. The last big impact was 65 million years ago, and that led to the extinction of the dinosaurs. Today NASA astronomers are carrying out a survey called the Spaceguard Survey to find any large near-Earth asteroids long before they hit. We have already determined that there are no threatening asteroids as large as the one that killed the dinosaurs. All this work is done openly with the discoveries posted every day on the NASA NEO Program Office website, so you can see for yourself that nothing is predicted to hit in 2012.

Q: How do NASA scientists feel about claims of pending doomsday?
A: For any claims of disaster or dramatic changes in 2012, where is the science? Where is the evidence? There is none, and for all the fictional assertions, whether they are made in books, movies, documentaries or over the Internet, we cannot change that simple fact. There is no credible evidence for any of the assertions made in support of unusual events taking place in December 2012.

Q: Is there a danger from giant solar storms predicted for 2012?
A: Solar activity has a regular cycle, with peaks approximately every 11 years. Near these activity peaks, solar flares can cause some interruption of satellite communications, although engineers are learning how to build electronics that are protected against most solar storms. But there is no special risk associated with 2012. The next solar maximum will occur in the 2012-2014 time frame and is predicted to be an average solar cycle, no different than previous cycles throughout history.

Addition information concerning 2012 is available on the Web, at:

بهترین تصاویر فضا

بهترین تصاویر فضا در این هفته که از طرف سایت رسمی ناسا معرفی شده اند را خواهید دید. در انتخاب این تصاویر که شما را به عمق کهکشان ها و جهان هستی خواهند برد سعی شده تا از دیدگاه های گوناگون به دنیای بیرون، اکتشافات ، ساخته های بشر ،کبهان و… پرداخته شود.

این عناوین شامل : سیاره ای شبیه به زمین و پوشیده از یخ، پرتوهای خورشید بر تیتان، ابرنواخترها، بازگشت مدارگرد مریخ به عملیات، سیارکی در کمربند کویپر، شن های قطبی سطح مریخ، سحابی Doradus، پرتاب فضاپیمای Sky mapper، برخورد بین کهکشان ها، منظومه جبار ، کشف سیاره ای توسط سوبارو و… می باشد.

 

 

top-space1سیاره ای شبیه به زمین و پوشیده از یخ

top-space12

منظومه جبار و سحاب آتش

 

top-space13

پس از ده سال در فضا

 

top-space15

برخورد بین کهکشان ها

 

top-space16

 پرتاب فضاپیمای  Sky Mapperناسا

 

top-space17

درون سحابیDoradus

 

top-space19

شن های قطبی سطح مریخ

 

top-space20

سیارکی در کمربند کویپر

 

top-space22

 تصویر از یک ابرنواختر

تصاویری زیبا از سیاه چاله ها

CircinusGalaxyBlackHole

439650_orig

Black-hole

469153_orig

10


سیاهچاله‌‎ ماده تاریک جذب نمی‌کند!

 
 
 
 
ادامه نوشته

Pulverized Planet Dust May Lie Around Double Stars

Before the Smashup This artist's concept illustrates an imminent planetary collision around a pair of double stars. Image credit: NASA/JPL-Caltech
› Full image and caption

Spectral Signatures of Planetary Doom This plot of data from NASA's Spitzer Space Telescope tells astronomers that a dusty planetary smashup probably occurred around a pair of tight twin, or binary, stars. Image credit: NASA/JPL-Caltech/Harvard-Smithsonian CfA
› Full image and caption

Circle of Planetary Ashes This artist's concept illustrates a tight pair of stars and a surrounding disk of dust -- most likely the shattered remains of planetary smashups. Image credit: NASA/JPL-Caltech
› Full image and caption

PASADENA, Calif. -- Tight double-star systems might not be the best places for life to spring up, according to a new study using data from NASA's Spitzer Space Telescope. The infrared observatory spotted a surprisingly large amount of dust around three mature, close-orbiting star pairs. Where did the dust come from? Astronomers say it might be the aftermath of tremendous planetary collisions.

"This is real-life science fiction," said Jeremy Drake of the Harvard-Smithsonian Center for Astrophysics, Cambridge, Mass. "Our data tell us that planets in these systems might not be so lucky -- collisions could be common. It's theoretically possible that habitable planets could exist around these types of stars, so if there happened to be any life there, it could be doomed."

Drake is the principal investigator of the research, published in the Aug.19 issue of the Astrophysical Journal Letters.

The particular class of binary, or double, stars in the study are about as snug as stars get. Named RS Canum Venaticorums, or RS CVns for short, they are separated by only about two million miles (3.2 million kilometers), or two percent of the distance between Earth and our sun. The stellar pairs orbit around each other every few days, with one face on each star perpetually locked and pointed toward the other.

The close-knit stars are similar to the sun in size and are probably about a billion to a few billion years old -- roughly the age of our sun when life first evolved on Earth. But these stars spin much faster, and, as a result, have powerful magnetic fields, and giant, dark spots. The magnetic activity drives strong stellar winds -- gale-force versions of the solar wind -- that slow the stars down, pulling the twirling duos closer over time. And this is where the planetary chaos may begin.

As the stars cozy up to each other, their gravitational influences change, and this could cause disturbances to planetary bodies orbiting around both stars. Comets and any planets that may exist in the systems would start jostling about and banging into each other, sometimes in powerful collisions. This includes planets that could theoretically be circling in the double stars' habitable zone, a region where temperatures would allow liquid water to exist. Though no habitable planets have been discovered around any stars beyond our sun at this point in time, tight double-star systems are known to host planets; for example, one system not in the study, called HW Vir, has two gas-giant planets.

"These kinds of systems paint a picture of the late stages in the lives of planetary systems," said Marc Kuchner, a co-author from NASA Goddard Space Flight Center in Greenbelt, Md. "And it's a future that's messy and violent."

Spitzer spotted the infrared glow of hot dusty disks, about the temperature of molten lava, around three such tight binary systems. One of the systems was originally flagged as having a suspicious excess of infrared light in 1983 by the Infrared Astronomical Satellite. In addition, researchers using Spitzer recently found a warm disk of debris around another star that turned out to be a tight binary system.

The astronomy team says that dust normally would have dissipated and blown away from the stars by this mature stage in their lives. They conclude that something -- most likely planetary collisions -- must therefore be kicking up the fresh dust. In addition, because dusty disks have now been found around four, older binary systems, the scientists know that the observations are not a fluke. Something chaotic is very likely going on.

If any life forms did exist in these star systems, and they could look up at the sky, they would have quite a view. Marco Matranga, first author of the paper, from the Harvard-Smithsonian Center for Astrophysics and now a visiting astronomer at the Palermo Astronomical Observatory in Sicily, said, "The skies there would have two huge suns, like the ones above the planet Tatooine in 'Star Wars.'"

Other authors include V.L. Kashyap of the Harvard-Smithsonian Center for Astrophysics; and Massimo Marengo of Iowa State University, Ames.

The Spitzer observations were made before it ran out of its liquid coolant in May 2009, officially beginning its warm mission.

NASA's Jet Propulsion Laboratory, Pasadena, Calif., manages the Spitzer Space Telescope mission for NASA's Science Mission Directorate, Washington. Science operations are conducted at the Spitzer Science Center at the California Institute of Technology, also in Pasadena. Caltech manages JPL for NASA. For more information about Spitzer, visit http://spitzer.caltech.edu/ and http://www.nasa.gov/spitzer .

The Infrared Astronomical Satellite, known commonly by its acronym, IRAS, was a joint project between NASA, the Netherlands and the United Kingdom.

منبع :ناسا

مریخ شناسی

۵۳۴۸۴۳۵۳۵۱.jpg
قمر ها
مریخ دو قمر کوچک به نامهای فوبوس (Phobos) و دیموس (Deimos) دارد. ستاره شناس آمریکایی آزف هال (Asaph Hall) در سال ۱۸۷۷ این دوقمر را کشف نمود و نامهای پسران آرس (Ares ،خدای جنگ یونانیان) را بر آنها نهاد. هر دوی این قمر ها دارای شکلی غیر متعارف و غیر هندسی می باشند. بزرگترین قطر فوبوس ۲۷ کیلومتر و بزرگترین قطر دیموس ۱۵ کیلومتر می است.
هر دو قمر دارای چاله های فراوانی می باشند که در اثر برخورد سنگهای آسمانی با آنها تشکیل شده اند. سطح قمر فوبوس دارای شیارهای پیچیده ایست. این شیارها احتمالا ترکهایی هستند که پس از برخورد بزرگترین سنگ آسمانی با این قمر به وجود آمده اند.دانشمندان هنوز نمی دانند که این دو قمر در کجا تشکیل شده اند. دو احتمال وجود دارد. یا هر دوی آنها همزمان با تشکیل خود سیاره به وجود آمده اند. یا این دو قمر در حقیقت سنگ های آسمانی سرگردانی بوده اند که در میدان گرانش مریخ گیر افتاده اند. رنگ فوبوس و دیموس خاکستری تیره و تقریبا همرنگ بقیه سنگهای آسمانی می باشد.

تکامل مریخ
دانشمندان دانشی کلی در مورد تکامل این سیاره از ۶/۴ بیلیون سال پیش تا کنون دارند. این دانش با مطالعه چاله ها و دیگر پدیده ها و مشخصات سطح این سیاره به دست آمده است. پدیده هایی که در دوران مختلف تکامل به وجود آمده اند همچنان در سطح این سیاره موجودند. محققین یک سناریوی تکامل برای این سیاره تهیه نموده اند که در برگیرنده ابعاد، شکل و مکان پدیده های سطح آن می باشد.دانشمندان نسبت دوره های زمانی مناطق موجود در سطح را با توجه به چاله های برخوردی مشاهده شده، دسته بندی کرده اند. هر چه در یک منطقه تعداد چاله بیشتر باشد، عمر آن منطقه نیز بیشتر است.با اینحال دانشمندان هنوز نمی توانند تشخیص دهند که هر یک از دوره های تکامل دقیقا چه زمانی رخ داده اند. برای این کار آنها به دانستن سن سنگهای موجود در سطح مریخ، که در دوره های مختلف تشکیل شده اند، نیاز دارند. آنها باید این سنگها را در آزمایشگاه های پیشرفته آنالیز نمایند ولی متاسفانه تا کنون هیچ سنگی از مریخ توسط سفینه ها به زمین آورده نشده است.دانشمندان طول عمر مریخ را به سه دوره زمانی تقسیم کرده اند. ۱) نواکیان (Noachian). ۲) هسپرین (Hesperian). ۳) آمازونین (Amazonian). هر دوره با نام منطقه ای که در همان دوره تشکیل شده ، نام گرفته است.
دوره نواکیان بر اساس منطقه نواکیس (Noachis) که منطقه ای مرتفع در نیمکره جنوبی است نام گرفته. در طول دوره نواکیان، تعداد بیشماری اجرام سنگی در ابعاد مختلف با مریخ برخورد کرده اند. برخورد این اجرام چاله هایی در ابعاد گوناگون در منطقه ایجاد کرده است. در این دوره همچنین چندین آتشفشان عظیم فعال بوده اند.به علاوه در این دوره فرسایش سطح توسط آب منجر به شکل گیری شبکه های دره ای در مریخ شده است. وجود این شبکه بیان گر این است که دمای مریخ در دوره نواکیان بسیار گرمتر از دمای کنونی سیاره بوده است.
دوره هسپرین
بمباران های شدید دوره نواکیان تدریجا به پایان رسید و دوره هسپرین آغاز شد. این دوره بنا به منطقه هسپریا پلانیوم (Hesperia Planum) اینچنین نامگذاری شده است. دشتی مرتفع در عرضهای پائین جغرافیایی نیمکره جنوبی.در طی دوره هسپرین فعالیتهای آتشفشانی ادامه داشته اند و مواد مذاب بیشتر چاله های به وجود آمده در دوره نواکیان را پوشاندند. اغلب بزرگترین کانالهای موجود در سیاره مربوط به دوره هسپرین می باشند.
دوره آمازونین همراه با تشکیل چاله های کوچک است و تا به امروز ادامه یافته است. نام این دوره بر اساس نام منطقه آمازونیس پلانیتیا(Amazonis Planitia)، که دشت کم ارتفاعی در عرضهای پائین جغرافیایی نیمکره شمالی است گرفته شده.فعالیتهای آتشفشانی در این دوره نیز ادامه داشته اند و برخی از بزرگترین آتشفشانها مربوط به این دوره هستند. جوانترین عناصر موجود در مریخ، شامل رسوبات یخ در قطبها نیز به این دوره تعلق دارند.
امکان وجود حیات
احتمالا روزگاری در مریخ حیات وجود داشته است. حتی ممکن است موجودات زنده هنوز در این سیاره دوام آورده و وجود داشته باشند. مریخ تقریبا به طور قطعی سه عامل اصلی را که دانشمندان برای وجود حیات ضروری می دانند دارا می باشد: ۱) عناصر شیمیایی مانند کربن، هیدروژن، اکسیژن و نیتروژن ۲) منبع انرژی ۳) آب مایع.عناصر شیمیایی در طول تاریخ این سیاره همیشه در آن وجود داشته اند. نور خورشید نیز منبع انرژی به حساب می آید. علاوه بر نور خورشید گرمای درون سیاره نیز نوعی منبع انرژی ثانوی است. در زمین، گرمای درونی سیاره ما، زندگی گونه های زیستی اعماق دریا و شکاف پوسته ها را تضمین می کند.

آب مایع به شکلی واضح مسبب به وجود آمدن پدیده های سطح مریخ از جمله کانالهای بزرگ، دره های کوچک و آبگذرهای جوان آن است. به علاوه مقادیر زیادی یخ آب در نزدیک قطب جنوب و احتمالا قطب شمال آن وجود دارد. بنابراین آشکار است که زمانی آب مایع در این سیاره جاری بوده است. احتمالا امروزه در زیر لایه های رویی این سیاره آب مایع هنوز یافت می شود.
در سال ۱۹۹۶، گروهی به سرپرستی دیوید مک کی (David S. McKay)، زمین شناس مرکز فضایی جانسون ناسا در هوستون، اعلام نمودند که مدرکی از وجود جانوران میکروسکوپی در مریخ پیدا کرده اند. آنها این مدرک را در درون یک قطعه سنگ آسمانی که خود را به زمین رسانده بود، کشف کردند. این قطعه سنگ به احتمال زیاد در اثر برخورد سنگی بزرگتر با مریخ از سطح این سیاره کنده شده و پس از میلیونها سال سفر در فضا سرانجام وارد جو زمین شده است.
این مدرک شامل مولکولهای بنیانی پیچیده، ذراتی از نوعی ماده معدنی به نام مگنتیت (magnetite) که درون برخی از انواع باکتریها تشکیل می شود و سازه های بسیار ریزی که فسیلهای میکروسکوپی هستند می باشد. استنتاج دانشمندان جدال آمیز است اما در هر صورت تا کنون برای اثبات وجود حیات در مریخ هیچ توافق علمی جامعی پیدا نشده است.

وجود آب در مریخ

فضا پیمای فونیکس برای اولین بار ، آب ناشی از یخ سیاره مریخ را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. 

۵۳۴۸۴۳۵۳۵۱.jpgبه گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از آسوشیتدپرس ، اوایل هفته جاری، روبات فضا پیمای فونیکس بخشی از یخ موجود در این سیاره را از طریق یکی از بازوهای خود برای تجزیه و تحلیل نمونه برداری کرد.
دانشمندان گفتند آزمایش های صورت گرفته بر روی یخ های برداشته شده از بخش قطب شمالی مریخ انجام شده است.
تاکنون فقط گمانه زنی هایی در مورد وجود یخ در این کره وجود داشته است، اما با این آزمایش گمانه زنی ها تبدیل به واقعیت شده است.
این شواهد از طریق دوربین های نصب شده بر روی فونیکس و از شیارهای محل فرود این فضا پیما به زمین ارسال شده است.
فونیکس حدود ۳ ماه پیش در بخش یخ زده مریخ فرود آمد و ناسا می گوید ممکن است ماموریت این سفینه تا ۲ ماه دیگر نیز ادامه یابد.

آژانس فضایی آمریکا روز جمعه تصاویر آزمایشی این سیاره را منتشر کرد. این تصاویر نشان دهنده یک راه باریک زمینی در ناحیه کوهستانی جنوبی نیمه عرض جغرافیایی است.
این کاوشگر در حال حاضر درست کردن مدار خود و تکمیل تجهیزات است. از دوربین نیز برای گرفتن تصاویر سیاه و سفید در این کاوشگر استفاده شده است .
این دوربین ها زمانی تصاویر را می گیرند که کاوشگر حدود ۲۴۹۰ کیلومتر بالاتر از سطح سیاره مریخ در حال پرواز باشد.
ناسا اعلام کرد کوچکترین شی ای که از این فاصله با این دوربین ها گرفته شده است حدود ۲۵ فوت بوده است اما زمانیکه کاوشگر پایین تر می آید این دوربین ها می توانند تصاویر اشیاء ۳ فوتی را نیز بگیرند.
مدار MRO طی چند ماه آینده از حالت کشیده به صورت دایره ای نزذیک می شود و پایین تر و پایین تر می آید تا زمانیکه ارتفاع ۲۴۵ کیلومتری برسد.

همچنین دانشمندان برای نخستین بار موفق به کشف یک دریاچه بزرگ از آب منجمد در سطح سیاره مریخ شده‌اند که درون یکی از حفره‌های موجود در سطح این سیاره جای گرفته‌است.

به گزارش سایت اینترنتی “بی‌بی‌سی‌نیوز”، تصاویر این دریاچه یخی توسط دوربینهای پیشرفته سفینه بدون سرنشین “مارس اکسپرس” اروپا که هم‌اکنون در مدار مریخ در گردش است، ثبث شده‌اند.

کشف این دریاچه که در ارتفاعات شمال سیاره مریخ واقع شده، به کالبد نظریه وجود حیات امروزی و یا باستانی در سیاره مریخ، روح تاره‌ای دمیده‌است.

یکی دیگر از نتایج کشف دریاچه مذکور، افزایش تلاش و امید برای فرستادن سفینه‌های سرنشین‌دار به سوی مریخ است زیرا همواره یکی از مهمترین مشکلات پیش روی ارسال انسان به مریخ، تامین آب مورد نیاز فضانوردان در این سفر طولانی بوده‌است. به گفته دانشمندان آژانس فضایی اروپا، این دریاچه که به وضوح در تصاویر ارسالی از سفینه “مارس اکسپرس” رویت می‌شود، درون حفره‌ای به قطر ‪۳۵‬ کیلومتر و عمق حداکثر ‪ ۲‬کیلومتر قرار گرفته‌است. محققان عقیده دارند دما و فشار جو در این ناحیه از مریخ چندان متغیر نبوده و به همین علت این دریاچه احتمالا در تمامی طول سال به همین شکل در مکان خود باقی می‌ماند و یخهای آن به شکل مایع درنیامده و یا تبخیر نخواهند شد.

سطح سیاره مریخ دارای دره‌ها و کانالهایی است که به احتمال بسیار زیاد توسط جریان آب و یا یخچالهای طبیعی ایجاد شده‌اند اما بیشتر آب موجود در این سیاره میلیونها سال قبل ناپدید گشته‌است.

آژانس فضایی اروپا نیز در اوایل سال میلادی جاری نیز اعلام کرد که موفق به شناسایی یک دریای منجمد در زیر لایه نازکی از پوسته سطح مریخ شده اما این نخستین باری است که آب به وضوح در سطح مریخ دیده می‌شود. تحقیقات قبلی دانشمندان از احتمال بالای وجود مقادیر زیاد آب به صورت مایع و یا جامد در دو قطب مریخ و همچنین در مقادیر قابل توجه در اعماق نقاط مختلف از سطح این سیاره، خبر داده‌است

ادامه نوشته

شگفتی‌های سیاه‌چاله‌ها

دانش و تکنولوژی > فضا  - گروه علمی فرهنگی:
دانشمندان ناسا با کمک ماهواره ژاپنی «سوزاکو» مشاهدات شگفت‌انگیز و جدیدی از سیاه‌چاله‌ها انجام داده‌اند؛ جزییات عجیبی از فضا-زمان منحنی‌وار که قبلا با این دقت مشاهده نشده بود.

به نوشته سایت پارس اسکای، این دانشمندان سرعت چرخش سیاه‌چاله‌ها را اندازه‌گیری کردند و همین‌طور زاویه ریزش مواد به داخل آن را اندازه گرفتند.

این مشاهدات بر پایه عکس‌العمل نور هنگام نزدیکی به یک سیاه چاله و رسیدن به مرزی که به آن «مرز آهنیK» گفته می‌شود  انجام شده.

وجود این نوار مرزی قبلاً مورد تردید بود چون شواهد کافی برایش وجود نداشت. اما حالا با قاطعیت ثابت شده که این نوار مرزی وجود دارد و به‌عنوان یک معیار قابل قبول از جاذبه خردکننده سیاه‌چاله‌ها مورد قبول قرار گرفته‌است.

ماهواره سوزاکو آشکارساز اشعه‌ایکس و طیف‌نگار اشعه‌ایکس دارد. این دو دستگاه با هم می‌توانند طیف گسترده‌ای از انرژی‌های اشعه ایکس  به‌خصوص در سطوح انرژی بالا را شناسایی کنند.

برای شروع این مشاهدات، سیاه‌چاله‌هایی با جرم‌های فوق‌العاده زیاد در اولویت گرفته‌اند.

این گونه سیاه‌چاله‌ها در مرکز اغلب کهکشان‌ها وجود دارند و جرمشان میلیون‌ها تا میلیاردها برابر خورشید است و اندازه‌شان به وسعت کل منظومه شمسی ماست.

سیگنال‌های طیفی سیاه‌چاله‌هایی که «سوزاکو» آنها را ردیابی کرده ‌است پیش از این هم توسط ماهواره اروپایی «نیوتون» دیده شده بود، اما سوزاکو حساسیت بسیار بالاتری نسبت به انواع پیشین خود دارد.

مجموعه‌ای از مشاهدات صورت گرفته با سوزاکو نشان می‌دهد که مرز آهنی‌K در تمامی کهکشان‌ها وجود دارد و سیگنال‌های دریافتی از آن ناشی از وجود جاذبه شدید در جوار این مرز است.

به همین علت هدف بلندمدت اکتشافات فضایی ناسا بر مبنای کشف و شناسایی مرز آهنی‌K برای یافتن تصویری مشخص از یک سیاه‌چاله قرار گرفته است.

***

به تازگی ناسا با همکاری جمعی از دانشمندان ایتالیایی با استفاده از داده‌های ارسالی فضاپیمای «سویفت» برای اولین بار توانستند نوع موادی که از سیاه‌چاله‌ها به خارج از آن پرتاب می‌شوند را مشخص کنند.

مواد موجود در این فوران‌های سیاه‌چاله‌ای عموما در کوازارها و سایر اجرام سماوی نیز دیده می‌شوند این مواد اغلب با سرعت نزدیک به نور به خارج پرتاب می‌شوند. این تیم تحقیقاتی موفق به گشودن معمایی شده که پیشینه آن به دهه هفتاد میلادی برمی‌گردد.

فوران‌های مواد سیاه‌چاله‌ای عموما مرزهای کهکشان‌ها را برای صدها هزار سال نوری درمی‌نوردد.

آنها از منابع اولیه توزیع مواد و انرژی در جهان و همچنین کلید فهم و درک چگونگی  شکل‌گیری کهکشان‌ها و بسیاری معماهای گشوده نشده، همچون منشأ انرژی در جهان‌اند.

فوران‌های سیاه‌چاله‌ای یکی از بزرگ‌ترین پارادوکس‌های موجود در اخترشناسی هستند چراکه از یک سو هیچ چیزی در جهان ‌نمی‌تواند ازجاذبه فوق‌العاده شدید سیاه‌چاله‌ها بگریزد و از سوی دیگر مواد سیاه‌چاله‌ای با سرعت نور به فضای لایتناهی پرتاب می‌شوند.

ما هنوز نمی‌دانیم این فوران‌ها چگونه شکل می‌گیرند و تنها چیزی که تا حال به قطعیت دریافته‌ایم این است که از چه موادی تشکیل شده‌اند.

مبحث سیاه‌چاله‌ها برای چندین دهه است که به بحث داغ روز محافل علمی تبدیل شده‌است.

دانشمندان اکنون همگی بر این ایده اتفاق نظر دارند که مواد فورانی یا باید از الکترون و پوزیترون تشکیل شده باشند و یا از الکترون و پروتون.

البته اطلاعات حاصله از فضاپیمای سویفت شواهدی دال بر وجود پروتون در این مواد را دارد.

اغلب کوازارها نیر فوران‌هایی دارند. این تیم تحقیقاتی نوعی کوازار را با نام بلازار مورد بررسی قرار دادند. بلازارها کوازارهایی هستند که جهت فواران‌های‌شان همیشه رو به سمت ما است انگار که در مقابل یک لوله تفنگ قرارگرفته باشیم.

این تیم دو بلازار را مورد مطالعه قرار دادند 0212+735 و PKS 0537-286 که در فاصله ده میلیارد سال نوری از ما قرار دارند.

تا پیش از این، تلسکوپ‌ها قدرت دیدن جزییات فوران‌های سیاه‌چاله‌ای را که در طول موج‌های بین طول موج امواج اشعه ایکس و طول موج امواج اشعه گاما و با انرژی معادل ده کیلو الکترون ولت (keV) و حتی بیشتر به فضا پرتاب می‌شوند را نداشتند.

این تیم در مسیر تحقیقات خود به فوتون‌هایی برخورد کرده‌است که پس از رسیدن به حداکثر10 keV دچار افت انرژی می‌شوند. این همان فوتون‌های اشعه ایکس است که تا 10 keV  به اوج انرژی خود می‌رسند و سپس افت می‌کنند.

این کشف وجود زوج‌های الکترون پوزیترون را رد می‌کند. این تجزیه و تحلیل در چندین مرحله انجام شد. اطلاعات «سویفت» بر این اساس بود که سرعت پاشندگی مواد سیاه چاله‌ای 9/99درصد سرعت نور است.

باتوجه به این مسئله دانشمندان توانستند در وهله اول کل انرژیِ جنبشی این مواد را محاسبه کنند و در قدم بعدی با مقایسه بین میزان این انرژی جنبشی با میزان انرژی فوتون‌های نور، توانستند جرم مواد پاشنده و در نهایت ترکبیات آن را به‌دست آورند.

میزان جرم محاسبه شده تقریباً به اندازه جرم سیاره مشتری است به این صورت که مرکز سیاه چاله همانند یک مسلسل جرمی معادل مشتری را با سرعتی نزدیک به سرعت نور به خارج از کهکشان پرتاب می‌کند و انرژی فوق‌العاده زیادی را در جهان تولید می‌کند.

این یافته یک سر آغاز مهم برای دانستن این نکته است که مواد چگونه شکل گرفته‌اند و هدفی برای فعالیت‌های آتی ناسا با استفاده از تلسکوپ فضاییGLA و ماهواره ژاپنی سوزاکو خواهد بود.

دلتنگی

سلام..

این چند روز خیلی سرم شلوغ هستش..

شاید یه چند روزی نتونم این وبلاگ رو  سری بزنم و مطلب بنویسم. شاید تو این چند روز بتونم یکمی با آسمون دوست بشم ... آخه به دلیل مشغله کاری نمی تونم زیاد بالای سرم رو نگاه کنم. گاهی هم جایی رو برای رصد ندارم و حوصله اش رو...

قبلا به دنبال کارای خودم بودم ... این چند روزم خسته شدم.  البته دلم برای شعر تنگ شده... توی ذهنم یه شعری در حال شکل گرفتنه که اگه روش کار کنم می تونم بگم یه چیزایی از آب در میاد...

در کل می خوام یکمی بنویسم آخه دلم تنگ شده واسه نوشتن دلتنگی هام.. سری هم به دفتر دل مشغولی هام باید بزنم... درکل اگه ندیدین مطلب نذاشتم ناراحت نشین. اما چند مطلب براتون گذاشتم تا استفاده کنید .

به امید دیدار